تبلیغات
..::PIBC: Persian International Broadcasting Corporation::..

..::PIBC: Persian International Broadcasting Corporation::..

به امید روزهای سرافرازی

یکشنبه 24 خرداد 1388

..حصر خانگی کروبی و موسوی تکذیب شد

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: پرشیا »، گل چین خبری »، 

Visit: www.facebook.com

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388

مهرازی چیست؟

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: (معماری) مهرازی »، دیدگاه و اندیشه »، فرهنگ و هنر »، جهان »، 

معماری یا مهرازی یعنی ارائه بهترین راه حل، چه استفاده از راه‌حل‌های گذشته، چه خلق راه‌حل جدید برای رسیدن به هر هدفی.


معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیش‌تر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی خرد جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان می‌دانند.

طراحی معماری در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سایه، مصالح، برنامه و عناصر برنامه ریزی مانند هزینه، ساخت و فناوری است به منظور دستیابی به اهداف زیباشناختی، عملکردی و اغلب هنری. این تعریف، معماری رااز طراحی مهندسی که استفاده خلاقانه از مصالح و فرمها با بهره گیری از ریاضیات و قواعد علمی است، متمایز می‌کند.


آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می‌شوند. تمدن‌های تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می‌شوند. ساختمان‌هایی چون تخت جمشید، اهرام ثلاثه مصر، کالاسیوم روم از جمله چنین آثاری محسوب می‌شوند. آثاری که پیوند دهنده مهم خودآگاهی‌های اجتماعی بوده‌اند. شهرها، مذاهب و فرهنگ‌ها از طریق همین یادواره‌ها خود را می‌شناسانند.


معانی و تعاریف

باید توجه داشت که امروزه واژه «معماری» در دو معنای وابسته بکار می‌رود:

  • یکی معماری به عنوان «فرایند ساماندهی فضا» که اسم‌معنا شمرده شده‌است و به یک فعالیت آفرینشگر (خلاقانه) آدمی توجه دارد و بر پایهٔ علمی-تجربی، هنر و فناوری ساخت پدید می‌آید. این برداشت بیشتر از سوی معماران صورت میگیرد.
  • دوم معماری به عنوان «دستاورد ساماندهی فضا» یا اثر معماری که اسم‌ذات شمرده شده‌است و به ساختمان‌هایی اشاره دارد که پیش از ساخت آنها این فرآیند پیموده شده‌است. این برداشت بیشتر از سوی باستان‌شناسان و مورخین معماری بکار می‌رود.


در یک تعریف کلی از معماری ویلیام موریس چنین می‌نویسد:

معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می‌گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می‌آییم، نمی‌توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ زمین ایجاد شده‌است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده‌اند. ما نمی‌توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بعکس این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند.

در تعریفی دیگر از لوکوربزیه (یکی از بزرگترین معماران تاریخ) میگوید:

معماری بازی استادانه و درست اشکال در زیر نور است.

[۱]

ریشهٔ واژه

واژه «معماری» در زبان عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار»، بسیار آباد کننده. در زبان فارسی برابرهایی گوناگونی برای آن آمده‌است مانند: «والادگر»، «راز»، «رازیگر»، «زاویل»، «دزار»، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که از «مه» + «راز» درست‌شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش «مه»، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. این واژه برابر مهندس معمار به تعبیر امروزی است. در زبان لاتین نیز واژه "architect" از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می‌باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد, ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد. آرخه(arkhe)از فعل آرخین(arkhin) به معنای هدایت کردن و اداره کردن است.

[ویرایش] معماری مدرن (نوین)

امروزه برخی از نویسندگانی که به این موضوع می‌پردازند، حتی مدعی‌اند که جنبش نوین، حکم گونه‌ای «کلاف سردرگم» را دارد؛ آنان بر این باورند که معماران مدرن در عالم واقع، «ایدیولوژی» مشترکی نداشتند و به طریق اولی معماری مدرن نمی‌توانست اصولاً وجود داشته باشد. جنبش مدرن بی‌تردید مبنا و جهت‌گیری ویژه خود را داشته‌است، و تنها آن دم که این به درستی درک گردد، امکان رسیدن به ارزیابی منصفانه‌ای از پیامدهای آن، و از جمله کوشش‌های پست مدرن اخیر، فراهم می‌آید. به این طریق می‌توان به نقطه عزیمتی برای جست و جو و پیگیری معماری‌ مردم سالار در عصری که در آن به سر می‌بریم، دست یافت.

هدف کلی معماری مدرن این است که برای انسان محل سکونتی جدید ایجاد کند. این سکونتگاه جدید باید نیاز به شناسایی را برآورده سازد و بدین ترتیب تجلی «رابطه دوستانه» جدید بین انسان و محیط زیست او باشد. لوکوربوزیه در سال ۱۹۲۳ نوشت: «مسئله خانه، مسئله عصر است.»، «تعادل اجتماع به این مسئله بستگی دارد. معماری، در این دوره نوسازی، نخستین وظیفه‌اش تجدید نظر در ارزش‌ها و عناصر تشکیل دهنده خانه‌است.»

نخستین آگهی (اعلامیه) مهم بین‌المللی معماری نوین، وایسنهوف در اشتوتگارت –۱۹۲۷- در واقع نمایشگاهی با عنوان «سکونتگاه» بود. جنبش مدرن با در نظر گرفتن سکونتگاه به عنوان نقطه عطف، سلسله مراتب سنتی کارهای ساختمانی را دگرگون کرد. کلیسا و قصر، به عنوان مهم‌ترین کارهای گذشته، اهمیت خود رااز دست دادند، و از آن زمان به بعد موسسات عمومی دولتی، «توسعه» خانه را مورد توجه قرار دادند. به موجب همین امر نوعی نگرش دموکراتیک جدید، بر پایهٔ ساختار دنیای نوین پدید آمد.

بارها پیشگامان معماری مدرن تازگی جهان مدرن را یادآور شدند، و تأکید کردند که اکنون معماری نمی‌تواند با فرم‌های گذشته به کار رود. در این باره، شعار لوکوربوزیه بسیار شناخته شده‌است: «عصر مهمی آغاز شده‌است. روحیه جدیدی به وجود آمده... سنت‌ها و رسوم باعث سرکوب معماری شده‌اند. «سبک‌ها» دروغ اند... عصر متعلق به ما، و سبک متعلق به آن، روز به روز معین می‌شوند.» و میس ون دروهه می‌افزاید:«نه دیروز، نه فردا، بلکه فرم را تنها در همین اامروز می‌توان معین ساخت.» این عقیده که بیان شد بی‌توجه به عقاید سیاسی بود، گرچه هر دو با نگرشی ریشه‌ای با یکدیگر پیش می‌رفتند. هانس مه یر مارکسیست در مقاله‌ای با عنوان «دنیای نوین» نوشت: «هر عصری فرم جدید خود را می‌طلبد. هدف ماست که به دنیای جدید، شکلی جدید با معانی امروز بدهیم. اما دانش ما از گذشته باری است که بردوش ما سنگینی می‌کند...» نتیجه آنکه، معماری باید از نو دست به‌کار شود «انگار هرگز پیش از این نبوده‌است»، و این هدفی است که پیش از این درباره آغاز قرن مطرح نشده بود.

در گذشته تصور فضا و فرم همچون نگاره‌هایی یکپارچه می‌نمودند که همزمان دارای ویژگی‌های بنیادی(کلی) و محلی (تفصیلی) بودند. چنین انگاره‌هایی عبارت‌ بودند از ستون، طاق، ستنوری، برج، هرم، و سقف گنبدی. لوکوربوزیه با درک این موضوع معماری را به عنوان «بازی استادانه، درست و شکوهمند حجم‌هایی که در پرتو نور گرد یکدیگر می‌آیند... و بدین ترتیب مکعب، مخروط، کره، استوانه، و هرم فرم‌های بسیار مهمی‌اند...» تعریف می‌کند.

دوشنبه 10 فروردین 1388

نوروزتان پیروز

نویسنده: K.M.A   

دوستان عزیزم نوروزتان پیروز!

دوشنبه 21 بهمن 1387

تشریح سیاست خارجی جدید آمریکا توسط بایدن

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: گل چین خبری »، 

تشریح سیاست خارجی جدید آمریکا توسط بایدن

تشریح سیاست خارجی جدید آمریکا توسط بایدنجو بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا در کنفرانس مونیخ به تشریح سیاست خارجی جدید آمریکا پرداخته و قول داده این کشور در روابط با جهان از لحن تازه ای استفاده کند.
آقای بایدن در این کنفرانس برای اولین بار در باره اولویت های سیاست خارجی باراک اوباما رئیس جمهوری جدید آمریکا صحبت کرد و گفت آمریکا خدمت بیشتری به متحدینش خواهد کرد ولی در مقابل انتظار بیشتری از آنان خواهد داشت.
جو بایدن گفت دولت آقای اوباما مذاکره کرده، گوش داده و مشورت خواهد کرد و لی از متحدینش انتظار دارد برای مقابله با تهدیدهای جهانی، هنگامی که هیچ گزینه ای به نتیجه نرسیده، تمایل بیشتری به استفاده از زور نشان دهند.

وی همچنین گفت در جنگ با طالبان در افغانستان، همکاری های پاکستان نقش مهمی دارد.

جو بایدن از شروع فصل تازه ای در روابط با روسیه سخن گفتآقای بایدن در مورد روابط با روسیه اذعان کرد که روابط ناتو با این کشور به مرحله خطرناکی رسیده بود ولی گفت که اکنون باید فصل تازه ای در این روابط شروع شود.
جو بایدن گفت منافع آمریکا و روسیه از بسیاری جهات مشترک است ولی خاطر نشان کرد که آمریکا قبول نخواهد کرد که هیچ کشوری مدعی داشتن یک منطقه نفوذ برای خود شود.
وی گفت کشورهای مستقل حق انتخاب متحدین خود را دارند.
سیاست دولت جدید آمریکا در برابر ایران معاون رئیس جمهوری آمریکا گفت چنانچه مقرون به صرفه باشد، می توان با خطر هسته ای متوجه از جانب ایران با سپر موشکی دفاعی مقابله کرد.
روز گذشته علی لاریجانی رئیس مجلس ایران که به مونیخ رفته از دولت جدید آمریکا استقبال کرده و آن را یک "فرصت طلایی" برای بهبود مناسبات دو کشور خوانده بود.
ولی آقای لاریجانی هشدار داد که برای مرمت روابط صدمه دیده دو کشور به چیزی بیش از تغییر لحن و چند مصاحبه دولت باراک اوباما نیاز است.
آقای لاریجانی گفته بود آمریکا باید تاکتیک های خود را عوض کرده و بجای "مسابقه بوکس از بازی شطرنج" استفاده کند.
راب واتسون، گزارشگر بی بی سی در امور دفاعی که در کنفرانس مونیخ است می گوید از سخنان آقای لاریجانی چنین بر می آید که هر گونه تلاشی برای آشتی با ایران دشوار و پیچیده خواهد بود.



سه شنبه 15 بهمن 1387

The Persian fans of Enrique Iglesias - هواداران انریکه

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: پرشیا »، 

The Persian fans of Enrique Iglesias - هواداران انریکه

Hey! Mr. Enrique Iglesias, we are your Persian fans, would you mind telling us why there is no name of our historical country – Persia or Iran – in the official registration of your site?!
As there is no relationship between us – your Persian fans- , and The Dictator government of Iran,
We expect you, to add the name of Persia or Iran, in the registration part of your official site.


Last night, I read a comment on the Enrique Iglesias’s official site:
Dear Enrique Iglesias I’m Ali from Iran!!!Yes I forced to cheat your registration page and make an Indian registration because there was no name of my country! I don't know why but I think that I should remind you that most of viewer of your website are Iranian ,you can see it Here someday we were first one country in this ranking !I'm one of you fans in Iran And I created a weblog for you 2 years ago and in this time I gathered most of your fans in my weblog .I put your last, news Pictures , Songs and translations of your songs there and I really can see that most of your fans are in love with you in Iran like me !this is my weblog name OnlyEnrique you can see it if you want ! And I’m waiting for you to leave an answer to me and your fans in Iran I hope that you leave your comment (at the end of every post you can see a blue writing and you can click on it and leave your comment. I hope that you can find out that how much Iranians love you. Maybe we're addicted we're out of control but you're the drug that keeps us from dying Enrique I have always loved you
Posted by alienrique on Jan 13, 2009 11:49 AM (GMT-08:00)
http://www.enriqueiglesias.com/news/default.aspx?nid=20058&cmnt=1
انریکه، بد نیست بدونی که این کار تو - درج نکردن نام ایران یا پرشیا – در فهرست ثبت نام سایت رسمی ات، توهینی آشکار به تمامیه هوادارانیست که به دلایلی صرفا سیاسی ، قربانی این بی توجهی شده اند.



پنجشنبه 3 بهمن 1387

و باز هم فیلترینگ...

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: روز نوشت »، دیدگاه و اندیشه »، فرهنگ و هنر »، جهان »، زادبوم »، 

 

و باز هم فیلترینگ...

و فیلترینگ...

درود بیکران بر شما دوستان من، همگی نیک می دانیم که اعتراض به فیلترینگ نُه ماهه و بی دلیل PIBC در برخی از  ISPهای داخل ایران هم راه به جایی نبرد.

 حتما می دانید ماجرای فیلترینگ PIBC از زمانی که این مقاله در PIBC با امضای K.M.A  به چاپ الکترونیکی رسید:

http://www.peachfloss.com/dahr.php?q=aHR0cDovL3d3dy5waWJjLm1paGFuYmxvZy5jb20vcG9zdC80MjM%3D

ملاحظه فرمودید عزیزان؟ بدون هیچ دلیل عاقلانه ای، PIBC در بسیاری از ISP های داخل ایران به صورت کاملا غیر فانونی فیلتر شده است - به گونه ای که هم اکنون در سایت دانش(!)گاه، خودم با استفاده از فیلتر شکن به آن دست رسی دارم!


یک سال دیگر هم گذشت [ و سال های دیگر هم خواهند گذشت]

 

دوستان به راستی که یک سال دیگر هم گذشت و سال هاست که ما هم چنان در آرزوی یک سال ((بهتر)) مانده ایم. 

یک سال پیش بود که در همین یک برگه ی دیجیتالی PIBC نوشتیم:

((اگر کم کم احساس می کنید که حالتان دارد از کلاف سردرگم سیاست ایران و جهان به هم می خورد , واقعا حق دارید! دیگر این بازی های آشفته دارند ذهن مرا – که به اندازه ی کافی برای خودش مشغله و آشفتگی دارد- به هم می ریزند. به گونه ای گاهی با خود می اندیشم: می شود روزی از خواب برخیزم و به من بگویند که تمامی مشکلات این دنیا تمام شده است؟!

-          نه نمی شود جانم! به قول شاعر که میگه:(( شتر در خواب بیند پنبه دانه...))

اگر می بینیم در دنیایی زندگی می کنیم که قوانین آن، هم پای قوانین جنگل، سخت و به تمامی به نفع ابر قدرت هاست، حق اعتراض را برای خویش تن محفوظ می داریم و بلند می گوییم: هدف از حق وتو چیست؟!

حق وتو توهینی مستقیم و تبعیضی زشت است.

زمانی که می بینیم،کشور عزیزمان در وضعیت بحرانی و حساس اجتماعی - سیاسی در جهان به سر می برد و دیگران هم با بزرگ کردن مشکلات و سر دادن شعار های حقوق بشر و تبلیغات جنگی علیه آن، می خواهند از این اقیانوس گل آلود، نهنگ شکار کنند (!) و وضعیت را بد و بدتر کنند، حق داریم که فریاد بزیم و بگوییم که: ما سر جنگ با دنیا نداریم!

در ادامه نگاشتیم: 

((ولی در این بین باید در نظر داشته باشیم که جامعه ی ایران تنها در طول سی سال اخیر یک انقلاب را پشت سر گذاشته ,بازهنوز آرام نشده یک جنگ هشت ساله را که به دلیل سیاست های نادرست داخلی و خارجی خودش ، به آن تحمیل کردند به جان خریده و باز هم پس از آن دوره ی اصلاحات نافرجامی را تجربه کرده که هنوز اثراتش در سطح جامعه پای برجاست. هنوز جای خالی شهدا حس می شود و البته هنوز هم جای این مشت و لگد ها بر پیکر جامعه ، کبود است... زمان نیاز دارد؛ اما نباید با بهانه ی زمان، وقت را تلف کرد و نقش برنامه های بلند مدت را نادیده انگاشت.

متاسفانه هنوز هم کسانی هستند که بر این زخم های سوزنده نمک می پاشند و در مقابل هم خوش بختانه افرادی هستند که با چسب زخم فرهنگ منتظر التیام و بهبود هر چه سریع تر این زخم هایند. 

و اما گروه دیگری از ما... یعنی اشخاصی که افسوس روزهای بدون زخم و کبودی را خورده و فقط می گویند : به امید خداوند و کارها را رها می کنند که این گروه ، از دیگران برای جامعه خطرناک ترند, زیرا نه تنها کاری را از پیش نمیبرند, بلکه باعث دلسردی دیگران در بلند مدت نیز می گردند. 

اکنون درد جامعه ی امروز ایران این بی توجهی به ارزش های انسانی و فرهنگ ملی است.

(به خاطر داشته باشیم که فرهنگ ، گاه مانند نوشتن کتابی تولیدی و گاه چون خریدین آن کتاب، خریدنیست!) 

حال خوب توجه کرده و بعد داوری کنید: کار ما به کجا کشیده که دنیا - که بهتر است اکنون بگوییم دهکده ی جهانی -  ما را که خود - به واسطه ی کوروش بزرگ - روزی نخستین پایه گذار حقوق بشر بوده ایم را محکوم به نقض آن کند. 

ما می دانیم که امروز دیگر با توپ و گلوله نمی توان جامعه ای را خوش بخت نمود ؛ بلکه اکنون جوامع مرفح ، فرهنگی غنی از دست رنج سال ها برنامه ریزی روشن فکرانشان دارند.  جوامع مردم سالار – Democratic -  امروزی توانسته اند روح آزادی اندیشه و بیان را در درون خود حل کنند. به یاد گفته ی جان استوارت میل:

((اگر همه ی انسان ها منهای یک نفر ، یک عقیده داشته باشند، در آن صورت نه آن انسان ها حق دارند آن یک نفر را ساکت کنند و نه آن یک نفر حق دارد همه ی انسان ها را ساکت کند؛ الیته اگر قدرتش را داشته باشد.)) عزیزان ، دقت کنیم که آقای میل در سال های 1873 – 1806 زندگی می کرده است و تاثیر فلسفه ی وی بر مفاهیم ((فردگرایی)) و ((آزادی)) بسیار ژرف و گسترده است.

ما باور داریم که امروز دیگر قدرت دولت ها را نمی توان تنها با ارتش آنان سنجید زیرا که دیگر آن خوی کشور گشایی و نابود کردن تمدن های دیگر در انسان متمدن رو به افول است. (البته اگر از جنگ های ظاهرا بی پایان فلسطین و اسرائیل و مسئله ی دارفور چشم بپوشیم(!) )

حال دیگر وقت آن رسیده است که از این خواب زمستانی هزارساله درآمده و به پیرامونمان به دقت بنگریم. دیگر فرصت آن است که از تاریخ کهن خود و تمدن های مختلف پند گیریم. اکنون باید آن پنبه های ضخیم نا آگاهی را از گوش هایمان بیرون افکنده و صدای انسان متمدن امروزی را بشنویم. 

انسان قرن بیست و یکم دیگر آن انسان سابق نیست که کورکورانه در پی یافتن تفاوت ها و دامن زدن به اختلافات باشد.(گرچه این عقاید را می بایست سال ها پیش به دور می انداختیم.)انسان امروز با پی بردن به شباهت ها و در پی یافتن تفاهم های همه جانبه ، با رویکردی جهانی به پیش رو می اندیشد و پیشرفت می کند. 

امروزه رمز پیشرفت در کارها اتحاد است.

در دنیای امروز ، دولت هایی موفق و پیروزند که پایگاهی مردمی داشته باشند.نه آن که با زور و پلیس های ضد شورش ، هم صدایی های مردمی وملّی را خاموش کرده و آنان را به بهانه های مختلف - از جمله: اقدام علیه امنیت ملی و ...- سرکوب نمایند؛ که عملا در تاریخ ثابت شده که هم چون داروهای مسّکن ،کم دوام است! 

در دهکده ی جهانی ، کشوری قدرتمند است که با دنیای پیرامون همکاری و تعامل سازنده داشته باشد و در راه پیشرفت صلح پایدار جهانی تلاش کرده و گامی را برای کل بشریت به جلو بردارد. 

متاسفانه در قرن بیست و یکم نیز هنوز قوانین جنگل بر برگه های نوشته و نانوشته ی سازمان ملل متّحد به چشم می خورد که با عنوان ها و حقوق مختلف مانند حق وتو ، قدرت را در دست دولت های خاصی قرار داده و در پی حفاظت از منافع آنان است، بی توجه به این که همین امر می تواند مخرب باشد.

هنوز هم دسترسی به آرمان های زیبایی چون برابری نژاد ها و برابری کامل زن و مرد , احترام به عقاید و ادیان و جدایی کامل آن از سیاست ، درسراسر این کره ی خاکی , آرزویی بس دور و دراز و حتی دست نیافتنی به نظر می رسد.)) 

چندی بعد افزودم: 

((دلم گرفت از بس که درباره ی سیاست پیچیده ی دنیا نوشتم.

خسته شدم از تمامی قطعنامه هایی به حق و نا حق علیه ایران عزیزمان تصویب شد.

و الان، برای چند لحظه بیاییم از زیبایی ها و خوشی ها بگوییم. چند دقیقه به غارت و تخریب آثار با ارزش ملی و جهانیمان فکر نکنیم. برای لحظه ای (هر چند کوتاه) به اکران فیلم دروغین 300 نیندیشیم.  بیایید خود را با فردی به نام باراک حسین اوباما و وعده هایش مشغول کنیم.)) 

 

اما از این همه نوشته نتیجه گیری نکردیم ولی این بار بیاید نتیجه بگیریم! 

چرا در حالی که می بینیم زنان ایرانی را با استدلال های عوام فریبانه محدود می کنند، هنگامی که می بینیم آبروی ایران و ایرانی را در دنیا رفته است و هزاران هزار کار ناکارشناسانه و عوام فریبانه ی دیگر که در پیرامونمان انجام می دهند، چیزی نمی گوییم؟ چرا سکوت کرده ایم در حالی که وضعیتمان هر روز بدتر از دیروز می شود؟ 

چرا دست روی دست گذاشته ایم در حالی که اکنون زمان تحرک و پویایست؟ بیایید ابتدا به جای محکوم کردن این و آن ، فلان حزب و فلان حکومت ، از خودمان شروع کنیم. تا به حال چه قدر با دیگران دموکراتیک عمل کرده ایم که انتظار داریم دیگران – و چه بسا تمامی کاینات (!) – با ما دموکراتیک برخورد کنند؟

دوستان من؛دختران و پسران ایرانی، با شما عزیزان می گویم: 

کاری باید کرد؛ چیزی باید گفت؛ چاره ای باید اندیشید! 

(البته ما زحمات بی دریغ آن دسته از دوستان فعال و پویا را از یاد نبرده ایم که بی وقفه برای آگاه کردن این کهن بوم و بر تلاش می کنند) 

دوستان من؛دختران و پسران ایرانی، فراموش نکنیم که بوده ایم! عهد و پیمان 2500 – یا به قولی 17000 -ساله ی نیاکانمان را از یاد نبرم! 

فراموش نکنیم که ما همگی انسانیم ، همگی از پوست و استخوانیم و خون سرخ در رگهایمان جریان دارد و تمامی ما را یک خداوند آفریده. 

همگی از نظر رنگ ، نژاد ، زبان ، عقاید و دین و جنسیت با هم کاملا برابریم و حال که همه ی ما با این که از اقوام مختلفی گرد هم آمده ایم , ایرانی نیز هستیم. من به هیچ عنوان یک فرد افراطی ناسیونالیست نیستم! ولی از ملیتم به عنوان یک ایرانی خشنودم ، اگر هم ایرانی نبودم برایم هیچ فرقی نمی کرد. اگر پسر هم نبودم ، کوچک ترین فرقی نمی کرد؛ چون عمیقا باور دارم که تفاوت های ما ، نهفته در تفاوت اندیشه های ماست و نه چیزی بیش از آن. -اگر بسیار از ایران یاد می کنم ، به این دلیل است که ایران برایم مفهومی بسیار ژرف و گسترده تر از خاک و دریا دارد ، برای من ، ایران یعنی کائنات؛یعنی تمام هستی و گیتی؛یعنی عشق!.

ایران , این سرزمین کهن از اقوام برابر و مقدسی تشکیل شده که روزی با هم دیگر پیمان دوستی بسته بودند. امپراتوری پارس - این خاک سپنتا - از ایالت های  مختلفی  )ساتراپ) تشکیل شده بود که روزی تعداد آن ها به بیست و پنج ساتراپ می رسید و راز نگهداری چنین امپراتوری بزرگی به گفته ی بزرگ ترین پادشاهانش ،  احترام به آرمان ها و عقاید مردمان مختلف این سرزمین بوده است.

زبانش روزی از شرق چین تا غرب مدیترانه و شمال افریقا به آزادی و شیوایی سخن می گفته. پول رایجش ، ابداعات بی نظیرش و آثار بی مانندش در سراسر این کره ی خاکی ، بارها و بارها موجب شگرف اندیشمندان بوده است. ولی اکنون چه رخ داده است؟ چه شده است که این بیست و پنج ساتراپ متحد و مردمانش می خواهند با یکدیگر به نبرد و پیکار بپردازند؟ مگر ما همگی نوادگان و فرزندان آن نیکان و این مرز و بوم نیستیم؟ چه بر سر ما آمده است که همگدیگر را بی گانه می خوانیم؟ 

امروز دیگر وقت آن نیست که به اختلافات قومی خود دامن بزنیم. امروز و فردا روز اتحاد و دوباره یکی شدن و گام برداشتن در راه صلح پایدار جهانی است. دوباره می گویم: امروزه رمز پیشرفت در کارها اتحاد است. 

 باید خودمان را قبول کنیم و بدانیم که می توانیم وضعیت را بهبود بخشیم. نه با خشونت؛ بلکه با اندیشه ی نیکو و عاقلانه ی جمعی. به یاد کلامی از ژان ژاک روسو :(1788 – 1712)

)) نه سرزمینی بدون آزادی باقی می ماند، نه آزادی بدون نیکی دوام می آورد))

یادم هست که دو سال پیش نوشتم: 

((وقتی که داشتم برای خودم، به پیرامون، به مردم و به کنکور فکر می کردم، دیدم که چه قدر راحت ما ایرانی ها خودمان را گذاشته ایم سر کار! 

چه قدر راحت اجازه داده ایم با ما هر کاری بکنند.گذاشتیم به چه آسانی یک آزمون، جلو ی علایق حقیقیمان را بگیرد. خودمان با اندیشه و برنامه ریزی دیگران اجازه دادیم که پا روی سلیقمون، علاقمون و روحیمون بگذاریم; کاری را انتخاب کنیم که دیگران به آن ارزش می نهند. نه خودمان!

پیشه را برگزینیم که دیگران به آن ارج می نهند.نه خودمان!! 

و رشته ای را در زندگی دنبال کنیم که جامعه آن را می پسندد.نه خودمان!!! 

به ما گفتند: به گونه ای زندگی کنید که ما دوست داریم. (نه خودتان!)

ولی ما نمی خواهیم! می خواهیم خودمان باشیم- چه گناه بزرگی(!). می خواهیم آزادانه بیاندیشیم و کاری را انجام دهیم که خود به آن عشق می ورزیم. یه یاد سخنی از این ران- Ayn Rand , From 1982 - 1905-:

((انسانی که اجازه می دهد یک رهبر خط سیرش را مشخص کند، ماشینی اسقاط شده است که آن را به یک تل آشغال بکسل کرده اند.))

در پایان از تک تک شما دوست داران PIBC سپاسگزارم.

((عزیزان، همه ی آن کسانی که PIBC  را در روزهای سخت امتحانات خرداد ماه تنها نگذاشتید،

همه ی آن دوستان خوبی که PIBC را زمانی که هر روز و روزی چندین بار به روز می شد ،حمایت کردین،

فقط یک چیز می شود گفت: ممنونم! از همتون ممنونم که با دل و جان اعتراض نامه ی حمایت از آب های پهناور خلیج نیلگون همیشه پارس را امضا کردید. 

از همگان متشکر و سپاس گزارم که از کلیه ی آثار  جهانی و ملی (به ویژه پاسارگاد و پارسه) حمایت می کنید.)) 

*  به امید آن که تلاش را از یاد نبریم و به کارهای نیکو و عقلانیمان، ایمان داشته باشیم و به آن ها عشق بورزیم.

*ما همواره خواهان گفت و گو و مذاکره و مخالف با جنگ و بهره گیری از نیروهای نظامی بوده، هستیم و خواهیم بود! 

* به امید آن روز که انسان به زندگی ای که شایسته و سزاوار اوست دست یابد.

K.M.A

 
Norouz - New Day on UN Calendars

 


To:  United Nations

Excellency Ban Ki-moon
Secretary-General
United Nations
New York, New York

Your Excellency,

For several millenniums many nations have celebrated the first day of spring as their new year. Today, nearly 300 million people around the world celebrate the first day of spring as their new year, better known as Norouz (New Day). Nearly all of these celebrants live in UN member nations. Unfortunately, none of the UN calendars or affiliated agencies commemorate this important date as has been done for different celebrations of member nations.

We, the undersigned, request from your Excellency, bearer of the highest office of the United Nations, to kindly authorize the relevant agencies to correct this oversight for the upcoming calendars throughout the UN agencies.

Please accept our best wishes and thanks for your attention to this important request.

Persian Cultural Center, San Diego, California - USA

Sincerely,

The Undersigned

View Current Signatures
 


The Norouz - New Day on UN Calendars Petition to United Nations was created by Persian Cultural Center - San Diego, CA, USA and written by Shahri Estakhry (sestakhry@yahoo.com).  This petition is hosted here at www.PetitionOnline.com as a public service. There is no endorsement of this petition, express or implied, by Artifice, Inc. or our sponsors. For technical support please use our simple Petition Help form.

tags:   Day   First   Nations   New   norouz   nowrouz   of   spring   united  

Send Petition to a Friend - Petition FAQ - Start a Petition - Contributions - Privacy - Media Kit

PetitionOnline - DesignCommunity - ArchitectureWeek - Great Buildings - Archiplanet - Search
http://www.PetitionOnline.com/Norouz/petition.html


>  
>  
>  
>
> نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج
> نوروز در تقویم بین المللی به
> عنوان یک روز جهانی
>  
> برای ثبت نوروز در تقویم سازمان
> ملل امضا نمایید ....
>  
> http://www.petitiononline.com/Norouz/petition-sign.html

جهان | 22.12.2008

"ده بحران وخیم انسانی" در سال ۲۰۰۸

سازمان بین‌المللی "پزشکان بدون مرز" در آستانه‌ی سال نوی میلادی، به رسم هرساله، لیست "ده بحران وخیم انسانی" را که در سال ۲۰۰۸ میلادی دنیا را تحت تأثیر قرار داده، منتشر کرد.

بر اساس لیستی که از سوی این سازمان امدادی در روز دوشنبه، ۲۲ دسامبر، منتشر شد، وضعیت انسانی در کشورهایی نظیر جمهوری دموکراتیک کنگو، سومالی، عراق، سودان، منطقه‌ی مرزی اتیوپی و سومالی و همچنین پاکستان به شدت بغرنج گزارش شده است.

در این میان البته نام برمه وزیمباوه هم از قلم نیفتاده است. در گزارش سازمان پزشکان بدون مرز آمده است که وضعیت پزشکی درزیمباوه و برمه از چنان حالت اضطراری برخوردار است که موجب شده این دو کشور، صحنه‌ی متأثرکننده‌ترین و دردناک‌ترین بحران‌های انسانی باشند. شیوع بیماری‌های عفونی، همچون ایدز و سل، در کنار سوءتغذیه‌ی کودکان، عواملی هستند که همگی دست به دست هم، به عنوان عامل مرگ سالانه بیش از پنج میلیون کودک شناخته می‌شوند.

از ماه اوت سال جاری تاکنون بیش از هزار و صد زیمبابوه‌ای قربانی اپیدمی وبا در این کشور شده‌اند و دو میلیون نفر هم با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می‌کنند. در طول سالهای طولانی زمامداری رابرت موگابه، میزان امید به طول عمر در زیمباوه به ۳۴ سال رسیده است. بنا بر آمار سازمان ملل متحد، در هنگام به دست گرفتن قدرت توسط موگابه، امید به طول عمر در این کشور آفریقایی حدود ۶۰ سال بود.

در برمه و سومالی هم وضعیت چندان تعریفی ندارد. برای مثال به دلیل وضعیت سیاسی حاکم بر سومالی هیچ سازمان امدادی بین‌المللی در این کشور فعالیت ندارد و تمام پروژه‌ها تنها توسط افراد محلی هدایت می‌شوند.

کریستوفر فورنیه، رییس سازمان پزشکان بدون مرز، دلیل انتشار چنین لیستی را آگاه کردن افکار عمومی می‌خواند و می‌گوید: «با این لیست، ما قصد داریم تا توجه میلیون‌ها انسان را به سوی کسانی جلب کنیم که در مناطق جنگ‌زده و بحرانی زندگی می‌کنند، به هیچ‌گونه کمک پزشکی دسترسی ندارند و درد و رنج‌شان هم آنچنان که باید جدی گرفته نمی‌شود».

همانطور که از نام "پزشکان بدون مرز" برمی‌آید‌، کارکنان این سازمان امدادی بیشتر پزشکان و پرستارانی هستند که به مناطقی که وضعیت اضطراری دارند اعزام می‌شوند و از همین رو هم، به گفته فورنیه، این افراد در تمام مدت شاهد پیامدهای روانی و فیزیکی خشونت بر مردم ساکن این مناطق هستند. از سوی دیگر به تمام اینها می‌توان بیماری‌هایی را هم اضافه کرد که در واقع قابل درمان هستند، اما کسی به آنها توجهی ندارد. از همین رو هم فورنیه می‌افزاید : «ما خود را مسئول می‌دانیم که بیماران را نه تنها مداوا کنیم، بلکه درباره‌ی درد و سختی‌هایی هم که می‌کشند، حرف بزنیم».

سازمان پزشکان بدون مرز از یازده سال پیش تاکنون هر ساله لیست "ده بحران وخیم انسانی" را منتشر می‌کند.

 
 

فرهنگ و هنر | 26.12.2008

هارولد پینتر، برنده جایزه نوبل ادبى درگذشت

هارولد پینتر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و هنرپیشه بریتانیایی که در سال ۲۰۰۵ جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرده بود، در سن ۷۸ سالگی در گذشت. معروفیت پینتر پس از نمایشنامه‌ی «سرایدار» بود که در سال ۱۹۶۰ به روی صحنه آمد.

هارولد پینتر در روز ۱۰ اکتبر ۱۹۳۰ در لندن چشم به جهان گشود. پدرش که یک خیاط بود، پیش از آن با نام «داپینتو» از پرتقال به انگلستان مهاجرت کرده بود. پینتر ۱۷ ساله بود که دبیرستان را به پایان رسانید و سپس در دانشکده‌ی هنرهای دراماتیک لندن، که یکی از برجسته ترین آموزشگاه‌های هنرپیشگی است، به تحصیل پرداخت. اما پس از چند ترم از ادامه‌ی تحصیل سرباز زد و حتا از رفتن به خدمت سربازی نیز خودداری کرد.

 

بیست ساله بود که به یک گروه نمایشی معروف پیوست که شکسپیر را به آبادی‌های کرانه‌های غربی ایرلند برد. سه سال پس از آن به انگلستان بازگشت و آنگاه با نام «دیوید بارون» بیشتر در نقش نمایشنامه‌های شکسپیر ظاهر می‌گردید.

 

پینتر در سال ۲۰۰۵ میلادیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  پینتر در سال ۲۰۰۵ میلادیهارولد پینتر هنگامی که ۱۳ ساله بود به نوشتن روی آورد و در ۱۷ سالگی مجموعه‌ای از شعرهای خود را منتشر کرد. رمان «کوتوله‌ها»‌یش را که تا اندازه‌ای زندگینامه‌ی خود اوست تا زمانی دراز ناتمام گذاشته بود، اما سرانجام آن را در سال ۱۹۹۰ برای نخستین بار انتشار داد. پینتر در یک جشنواره ی دانشجویی در "بریستول" با نمایشنامه‌ی یک پرده‌ای خود بنام «اتاق» توجه همگان را به خود جلب کرد، اما معروفیت‌اش پس از آن نمایشنامه‌ی سه پرده ای «سریدار» بود که در سال ۱۹۶۰ اجرا گردید.

پس از آن بود که او در تئاتر لندن و در برادوی در نیویورک به چهره‌ای شناخته شده بدل شد. پینتر در نمایشنامه‌های خود ترس را که نیروهای مرموز و ناشناخته در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها پدید می‌آورند، موضوع اصلی کار خود قرار داد. افزون بر آن به ارتباط و پیوندهای انسانی پرداخت. در نمایشنامه‌ی وی با نام «جشن تولد»، که در سال ۱۹۵۸ اجرا گردید، ترس و تهدید نیروهای سیاه و مرموز درهم آمیختند. و آنگاه در نمایشنامه ی «فریب خورده» زندگی بی پناه‌ترین مردم روزگار را به روی صحنه آورد.

هارولد پینتر پس از موفقیت بزرگش در نمایشنامه‌ی "آنهایی که به خانه بازمی گردند" در سال ۱۹۶۵ دیگر هیچ کار خلاقی برای تئاتر انجام نداد. پس از آن اما، با نمایشنامه‌های «منظره» و نیز «سکوت»، سکوت خود را شکست و مرحله‌ی تازه‌ای را در آفرینش هنری با موضوعات نوتری آغاز کرد. وی با نمایشنامه «ناکجاآباد» در سال ۱۹۷۵ یکبار دیگر به موضوع «سریدار»، اما در سطحی بالاتر، بازگشت.

هارولد پینتر، از منتقدان جنگ آمریکا در عراق و افغانستان بودBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  هارولد پینتر، از منتقدان جنگ آمریکا در عراق و افغانستان بودپینتر زبان را نیز موضوع نمایشنامه‌ی کوتاه دیگرش به نام «پارتی تایم» قرار داد که در آن کسی که یک خودکامه‌ی غربی او را پشتیبانی می‌کند، در یک مجلس عیش و نوش به پایکوبی و میخوارگی سرگرم است، در حالیکه در بیرون، تهاجم به مردم کشته‌های زیادی برجای می گذارد.

نمایشنامه‌ی «مون لایت» را، که در سال ۱۹۹۳ در لندن اجرا گردید، «پتر تسادک» کارگردان آلمانی در سال ۱۹۹۵ در آلمان به روی صحنه آورد و در هامبورگ نیز نمایشنامه‌ی «خاکستر به خاکستر» او با برگردان آلمانی اجرا شد. این نمایشنامه، داستان زوجی را بازگو می کند که نمی توانند با یکدیگر سخن بگویند. این نمایشنامه را یکی از بهترین کارهای پینتر‌ ارزیابی کرده‌اند.

هارولد پینتر همچنین در سال‌های خلاقیت نمایشنامه‌نویسی به عنوان کارگردان تئاتر و سینما نیز، موفق بود و گاه گاهی نیز خود نقشی را در تئاتر و یا در برابر دوربین بازی می کرد. پینتر در میانه‌ی سالیهای دهه‌ی ۸۰ خود را تا مرحله ی یک نویسنده سیاسی بالا برد. وی در مقاله‌ها و نیز در شعرهایش از سیاست اجتماعی مارگارت تاچر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، انتقاد مییکرد و بعدها علیه جنگ در خلیج فارس و ماموریت ناتو در سیبری برخاست. پینتر همچنین به جنگ آمریکا و هم‌پیمانانش در افغانستان و عراق با دیده‌ی انتقادی می‌نگریست.

هارولد پینتر‌ برای دفاع از نویسندگان و گزارشگران دربند و یا تحت پیگرد در سال ۲۰۰۱ مدال «هرمان کستن» را از ایالت هسن آلمان و کانون نویسندگان این کشور دریافت کرد.

 
 

شنبه 7 دی 1387

پنج سال پس از فاجعه بم

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: فرهنگ و هنر »، زادبوم »، 

جامعه / حقوق | 25.12.2008

پنج سال پس از فاجعه بم

پیش‌لرزه‌ای نسبتاً شدید وقوع فاجعه را چند ساعت قبل خبر داده بود. اما بسیاری از آنان که از وحشت تکان زمین، خانه‌های خود را ترک کرده بودند دوباره بازگشته و سر به بالین گذاشتند. چه کسی می‌توانست باور کند، زمین لرزه‌ی آغاز شب، هشدار وقوع فاجعه‌ی هولناکی بود که ساعاتی بعد رخ می‌داد.

ساعت ۵ و ۲۶ دقیقه‌ی صبح روز جمعه، پنجم دی‌ماه ۱۳۸۲ خبر رسید که زمین‌لرزه‌ای به قدرت ۵/۶ ریشتر منطقه‌ای در جنوب شرق ایران را تکان داده است. محل زلزله دقایقی بعد شهر تاریخی بم اعلام شد. ساعاتی بعد، ابعاد واقعی فاجعه آشکار گردید: شهر بم بکلی با خاک یکسان شده و هزاران نفر جان خود  را از دست داده‌اند.

بنا به آخرین آمار فاجعه بم  ۴۲ هزار نفر قربانی، ۵۰ هزار تن مجروح و بیش از صدهزار نفر بی‌خانمان به جای گذاشت.

تخریب ارگ بم

ارگ بم پیش از زلزلهBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ارگ بم پیش از زلزله ارگ باشکوه بم، که بزرگ‌ترین سازه‌ی گلی جهان و یکی از میرات‌های گرانبهای تاریخی بشر به شمار می‌رفت، به کلی تخریب شد. این بنا بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت داشت و گفته می‌شود تا سال ۱۸۵۰ میلادی مورد استفاده بوده است. ارگ بم  حدود ۱۸۰هزار مترمربع مساحت داشت و دیوارهایی به طول ۱۸۰۰ متر و ارتفاع تا ۷ متر، آن را احاطه کرده بودند.

بازسازی بم پایان نیافته

با وجود کمک‌های دولتی، مردمی و بین‌المللی زیاد، بازسازی بم هنوز به پایان نرسیده است. محمد سعیدی‌کیا،  وزیر مسکن و شهرسازی در دولت محمود احمدی‌نژاد، دو سال پیش، پایان بازسازی شهر بم شهریورماه سال ۱۳۸۶ اعلام کرد. اما اکنون و با گذشت بیش یک سال از این موعد، استاندار کرمان می‌گوید: «بم هنوز احتیاج به نگاه ویژه مسئولان دارد.»

استاندار کرمان گفته است: «علیرغم هزینه  کلان در بازسازی شهر بم، در برخی از قسمت‌ها به دلیل ضعف مدیریت دچار مشکل‌هایی شده‌ایم که باید با سعی و تلاش بیشتر مرتفع شود.» استاندار کرمان ابراز امیدواری کرده که با همکاری دستگاه‌های مختلف و رفع موانع، بزودی جشن بازسازی این شهر برپا گردد.

خدا کند زلزله نیاید!

خبرگزاری دانشجویان ایران در گزارشی که در پنجمین سال زلزله‌ی بم منتشر کرده، نوشته است،  تنها پنج درصد از مساحت سرزمین ایران زلزله‌خیز نیست و تقریبا همه ایرانیان در چهار گوشه کشور، بارها داغ مصیب‌ها و خسارت‌های زلزله و حوادث پس از آن را تجربه کرده‌اند. با وجود این، اقدام‌های جدی در جهت پیشگیری و جلوگیری از افزایش خسارات مالی و جانی ناشی از زلزله صورت نگرفته است.

ایسنا از قول مسئولان نوشته است: در صورت وقوع زلزله، در تهران تنها سه تا چهار بیمارستان سالم و۱۰ تا ۱۵ مدرسه پا برجا می‌ماند و مابقی بنابر شدت زلزله تخریب شده و یا نیمه‌سالم باقی‌ می‌مانند.

ارگ بم پس از زلزلهBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ارگ بم پس از زلزله بر اساس آمارهای رسمی مسئولان شهری پایتخت، بیش از ۷۰ درصد از ساختمان‌های تهران فرسوده‌ هستند و باز هم طبق همین پیش‌بینی‌ها، بیش از ۵۰ درصد افرادی که زیر آوار زلزله احتمالی می‌مانند، در همان ساعات اولیه جان خود را از دست می‌دهند، چرا که امدادگران به دلیل بسته شدن شریان‌های حیاتی، دیر می‌رسند!

تا کنون در کل کشور و تهران اقدام موثر و جدی برای بازسازی بافت‌های فرسوده و قدیمی صورت نگرفته و طرح‌های مقطعی در این خصوص نیز یا متوقف و یا با شکست مواجه شده است.

علاوه‌ بر وجود بافت‌های فرسوده در کشور، کارشناسان معتقدند، در ایران ساخت‌وسازها از نظر مهندسی  ساختمان و مصالح مورد استفاده، از استانداردهای لازم برخوردار نیست. از جمله برخی از ساختمان‌های نوساز مدت کوتاهی پس از پایان کار، احتمال ریزش دارند که نمونه‌آن فروریزی ساختمانی در سعادت‌آباد تهران بود. این حادثه  ۱۶ نفر را به کام مرگ کشاند.

خبرگزاری دانشجویان ایران در ادامه‌ی گزارش خود نوشته است، در تهران، شهری که نبض حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور در آن می‌تپد، خدا نکند آن روزی برسد که در آن زلزله بیاید!

 
 

حقوق بشر | 09.12.2008

«هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد»

دهم دسامبر، روز جهانى حقوق بشر، سالروز تصویب اعلامیه جهانى حقوق بشر، و امسال شستمین سالگرد تصویب این اعلامیه است. سندی که در سال ۱۹۴۸ تحت عنوان «اعلامیه جهانى حقوق بشر» به تصویب رسید، مهمترین پیمان‌نامه‌ی بین‌المللی در دوران معاصر در دفاع از حقوق و کرامت انسان است.

پس از تاسیس سازمان ملل، در حالی که هنوز آثار فجایع انسانی جنگ جهانی دوم، جامعه بشری را آزار می‌داد گروهی از پیشروان دفاع از حقوق انسان، دست‌اندرکار تهیه نخستین اعلامیه‌ی حقوق بشر شدند. کمیته‌ای از سوی سازمان ملل مامور این کار شد که سرپرستی آن را خانم النور روزولت، همسر فرانکلین روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا بر عهده داشت.

این کمیته پس از سه سال کار مداوم، توانست سندی را در ۳۰ ماده تنظیم کند. این سند در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد و بدون مخالفت به تصویب رسید. از ۵۶ کشور عضو سازمان ملل، ۴۸ کشور به آن رای مثبت و ۸ کشور رای ممتنع دادند. ایران یکی از ۴۸ عضو تأیید‌کننده اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر بود. از هنگام تصویب اعلامیه تاکنون بیش از ۱۴۰ کشور دیگر جهان به عضویت سازمان ملل درآمده‌اند که همگی این اعلامیه را امضا کرده‌اند.

اعلامیه جهانی حقوق بشر، یک پیمان‌نامه‌ی بین‌المللی است که دیدگاه سازمان ملل متحد، بالاترین و مهمترین نهاد بین‌المللی را در مورد حقوق مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی تمامی انسان‌های کره‌ی خاکی ما تشریح می‌کند. این سند می‌گوید: «هر کس می‌تواند بدون هیچ‌گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی‌هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره‌مند گردد.»

هر چند هنوز قواعد و قوانینی در خصوص ارزیابی کارنامه‌ی حقوق بشری کشورهای عضو سازمان ملل وجود ندارد، اما اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردار است و سندی مهم و معتبر برای سنجش رفتار کشورها در زمینه‌ی رعایت حقوق بشر است.

در سا‌لهای بعد ۹ سند دیگر نیز در سازمان ملل متحد به تصویب رسیدند که در بسط و تعمیق مندرجات اعلامیه حقوق بشر نقش به‌سزایی داشته و دارند. «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی»، «پروتکل اختیاری مربوط به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی» از جمله‌ی این اسناد هستند.

هنوز راه درازی در پیش است

لوییز آربور، کمیسر  پیشین حقوق بشر سازمان مللBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  لوییز آربور، کمیسر پیشین حقوق بشر سازمان ملل در طول شست سال گذشته، ارزش‌های حقوق بشری گسترش چشم‌گیری در جهان داشته است. اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مفاد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر وارد قوانین اساسی آنها شده است، با این حال تا شمول حقوق پیش‌بینی شده در اعلامیه‌ برای تمامی ساکنان زمین راه درازی در پیش است.

لوییز آربور، کمیسر پیشین حقوق بشر سازمان ملل، سال گذشته به هنگام آغاز فعالیت‌ها برای بزرگداشت شستمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر گفت: بدون شک در مسیری که تهیه‌کنندگان اعلامیه ترسیم کرده‌اند، ما راه طولانی را طی کرده‌ایم. تمامی کشورها دست‌کم یکی از ۹ سند بین‌المللی حقوق بشر را و ۸۰ درصد از آن ها چهار یا بیشتر از چهار سند را تصویب کرده‌اند.

با این‌حال و علیرغم‌ این به رسمیت‌شناختن‌ها، نقایص بسیار جدی در اجرای معیارهای حقوق بشر در تک تک کشورهای جهان وجود دارد. سرکوب و خشونت، سوءاستفاده، تبعیض و نابرابری هنوز به شدت شایع است. سیستم قضایی در بسیاری از کشورها، فاقد توانایی در رسیدگی قضایی هستند یا مرعوب و  سرسپرده‌ی کانون‌های قدرت‌اند. این عوامل مانع از رسیدگی به جرائم، دفاع از قربانیان و مجازات مجرمین و متجاوزان به حقوق شهروندان می‌شوند.

یک مانع عمده در برابر گسترش موازین حقوق بشر در زندگی جوامع بشری، مقاومت در برابر "جهان‌شمولی" مفاد اعلامیه حقوق بشر است. برخی مدعی‌اند اصول جهانی اعلامیه مغایر با کثرت‌گرایی و تنوع فرهنگی است. پاره‌ای نیز مدعی‌اند  حقوق مدنی و سیاسی مندرج در اعلامیه، صرفا متعلق به سنت‌ها، ارزش‌ها و راه‌کارهای غربی است و پیوند چندانی با دیگر سنت‌ها و فرهنگ‌های غیرغربی ندارد. این موارد از جمله‌ بهانه‌های مخالفان حقوق بشر در کشورهای جهان سوم، به ویژه در کشورهای مسلمان‌نشین برای مقاومت در برابر گسترش موازین حقوق بشر‌اند.

لوییز آربور در رد این ادعاها می‌گوید، اعلامیه جهانی حقوق بشر، محصول قضاوت سنجیده‌ی گروهی از تدوین‌گران خلاق بوده است که پیشینه متنوع داشته‌اند و اهل منطق گوناگونی بوده‌اند که طیف گسترده ارزش‌های حقوقی، مذهبی و سیاسی را شامل می‌شده است. آنان در پی دستیابی به معیار مشترک، برای سهیم شدن همه مردمان جهان بودند.

ایران، ۶۰ سال پس از تایید

بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحدBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد ایران جزو نخستین کشورهای امضاکننده‌ی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر است. با این‌حال ۶۰ سال پس از این رویداد، به گفته‌ی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر از جمله‌ عفو بین‌المل، دیده‌بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران، کمپین بین‌المللی دفاع از حقوق بشر در ایران و خود کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، این کشور دارای یکی از بدترین کارنامه‌های حقوق بشری است.

این نهادهای حقوق بشری می‌گویند، در ایران از آزادی‌های سیاسی و مدنی در مفهوم واقعی آن خبری نیست. بازداشت‌های خودسرانه افراد، توقیف نشریات، جلوگیری از اجتماعات مسالمت‌آمیز همچنان ادامه دارد و دانشجویان منتقد از ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه محروم می‌شوند. اقلیت‌های دینی و قومی مورد تبعیض‌اند و به شدت سرکوب می‌شوند. دستگاه قضایی ایران تابع کانون قدرت و فاقد استقلال است. ایران از نظر شمار صدور و اجرای احکام اعدام در مرتبه دوم در سطح جهان قرار دارد و جزو معدود کشورهایی است که نوجوانان بزهکار را تحت عنوان قصاص اعدام می‌کند.

ایران از جمله کشورهایی است که در مجامع بین‌المللی با "جهان‌شمولی" اعلامیه‌ی حقوق بشر مخالفت می‌کند. 

پیام بان‌ کی مون

بان‌ کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر و شستمین سالگرد تصویب اعلامیه‌ی حقوق بشر می‌گوید: «چالش‌هایی كه ما امروز با آنها مواجه هستیم به همان اندازه دلهره‌آور هستند كه نگارندگان پیش‌نویس اعلامیه در شست سال پیش با آن‌ها مواجه بودند.»

دبیرکل سازمان ملل در ادامه‌ی بیانیه‌ی خود می‌گوید: «در این روز حقوق بشر، ما همچنین شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را جشن می‌گیریم. اعلامیه‌ای كه پیش‌نویس آن در میان اوج تخریب و فقر حاصله از جنگ جهانی دوم تهیه شده بود، آمال بشریت برای آینده همراه با كامیابی، منزلت و همزیستی مسالمت‌آمیز را منعكس می‌كند.

تصویب آن اتفاقی برجسته بود. امروزه اعلامیه به عنوان بخشی از جوهر هویت صرف سازمان ملل باقی مانده است.

چالش‌هایی كه ما امروز با آنها مواجه هستیم به همان اندازه دلهره‌آور هستند كه نگارندگان پیش‌نویس اعلامیه مواجه بودند. ما با وضعیت اضطراری غذایی و بحران مالی جهانی رو به رو هستیم. تعرض بشریت به طبیعت و محیط زیست ادامه دارد. سركوب سیاسی در بسیاری از كشورها كماكان موجود است و مثل همیشه آسیب‌پذیرترین‌ها همواره در خط مقدم سختی و سوء رفتار هستند.

خوش‌شانس‌ترین افراد در میان ما كه از اثرات مخرب بلایا، فقر و بی‌ثباتی جان به در می‌برند، نمی‌توانند چشم بر واقعیت ببندند. اثرات جاری سوء رفتار و بی‌تفاوتی می‌تواند نهایتاً تمام سیاره زمین را در برگیرد. حقوق به ویژه نقض آن، باید موجب همبستگی جهان شود.

در این روز حقوق بشر، امیدوارم همگی ما بر اساس مسئولیت مشتركمان به منظور حفظ حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر اقدام نماییم. ما تنها هنگامی می‌توانیم بر بلندای بصیرت آن سند الهام‌دهنده افتخار كنیم كه اصول آن به گونه‌ای كامل در هر جا و برای همه اجرا شود.»

 

مصطفی ملکان

 

چهارشنبه 20 آذر 1387

مرگ "لامپ‌های سنتی"

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: دانش و فن »، جهان »، زادبوم »، 

محیط زیست | 09.12.2008

مرگ "لامپ‌های سنتی"

در حالی که بیش از یکصد سال از اختراع لامپ می‌گذرد، بر اساس مصوبه‌ی جدید اتحادیه‌ی اروپا، تولید و استفاده از این چراغ‌ها به تدریج متوقف خواهد شد. از ابتدای سپتامبر ۲۰۰۹، لامپ سنتی در بازارهای اروپایی عرضه نمی‌شود.

لامپ‌های معمولی تا ۳۰ اوت ۲۰۱۲ میلادی تولید خواهند شد. از آن پس لامپ‌های هالوژن و کم‌مصرف جای نوع رایج و کلاسیک را خواهند گرفت. این تصمیم اتحادیه‌ی اروپا با هدف حفاظت از جو زمین اتخاذ شده است.

 

چرا حذف "لامپ‌های سنتی"؟

 

بنا به ارزیابی کمیسیون اتحادیه‌ی اروپا، این تغییر باعث خواهد شد که تولید گازهای گلخانه‌ای به میزان ۱۵ میلیون تن در سال کاهش یابد. آندریاس پیبالگس، کمیسر امور انرژی اتحادیه‌ی اروپا، حذف تدریجی لامپ‌های معمولی را تصمیمی «راهگشا» خواند.

 

زیگمار گابریل، وزیر محیط زیست آلمان، در برلین گفت: «این مصوبه نشانه‌ای است برای مصرف‌کنندگان در جهت استفاده از کالاهای مؤثرتر». وی افزود که این مصوبه از لحاظ مالی نیز به سود مصرف‌کننده است.

 

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، از اول سپتامبر ۲۰۰۹ قرار است تمامی لامپ‌های سنتی با رنگ مات و نیز لامپ‌های ۱۰۰ وات شفاف از بازار جمع‌آوری شوند. یک سال بعد لامپ‌های ۷۵ وات شفاف از بازار حذف خواهند شد و از اول سپتامبر ۲۰۱۱ نوبت به لامپ‌های ۶۰ وات خواهد رسید. از اول سپتامبر ۲۰۱۲ میلادی نیز فروش لامپ‌های ضعیف‌تر ممنوع خواهد شد.

 

چرا لامپ‌های کم‌مصرف؟

 

لامپ‌های معمولی به‌طور کلی فقط ۵ درصد انرژی مصرف شده را به نور تبدیل می‌کنند. بقیه‌ی ۹۵ درصد انرژی مصرف‌شده به حرارت تبدیل شده و هدر می‌رود. بهترین لامپ‌های کم‌مصرف، فقط یک‌پنجم لامپ معمولی به انرژی برق نیاز دارند.

 

لامپ‌های LED به دلیل قیمت گران و نور سفید تند، هنوز برای مصارف خانگی مناسب نیستندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  لامپ‌های LED به دلیل قیمت گران و نور سفید تند، هنوز برای مصارف خانگی مناسب نیستنداز نظر کارشناسان کمیسیون اتحادیه‌ی اروپا، اگر چه بهای لامپ‌های کم‌مصرف گران‌تر از لامپ‌های معمولی است، ولی در نهایت برای مصرف‌کننده ارزان‌تر تمام می‌شوند. به دلیل صرفه‌جویی در مصرف انرژی برق و عمر طولانی‌تر لامپ‌های جدید، هر لامپ کم‌مصرف در مقایسه با لامپ‌های سنتی، در طول عمر خود ۶۰ یورو کمتر برق مصرف می‌کند. به کار بردن لامپ‌های کم‌مصرف در خانه‌، حدود ۱۵ درصد از میزان مصرف برق خانه‌ها می‌کاهد.

 

لامپ‌های کم‌مصرف به شکلی موثرتری انرژی برق را به نور تبدیل می‌کنند. مدل‌های جدید این لامپ‌ها حدود ۳۰ درصد برق مصرف‌شده را به نور و مابقی را به حرارت تبدیل می‌‌‌کنند. به صرفه‌ترین لامپی که وجود دارد و برای مصرف‌کنندگان هنوز بسیار گران است، لامپ LED است. این لامپ‌ها قادرند بیش از ۵۰ درصد انرژی مصرف‌شده را به نور تبدیل کنند. لامپ LED را به دلیل قیمت بالا و نور سفید تند آن، هنوز نمی‌توان انتخابی مناسب برای مصرف‌کنندگان دانست.

 

ولی لامپ‌های کم‌مصرف معمولی که هم‌‌اکنون در بازار در دسترس همگان است، هر چند که دارای ماده‌ی جیوه هستند، ولی در مجموع هم‌گونی بیشتری با محیط زیست دارند.

 
 

زنان | 25.11.2008

خشونت ‌نهادینه‌شده علیه زنان در ایران • مصاحبه

در ایران، خشونت‌ علیه زنان به‌طورعمده جنبه قانونی دارد و در مناسبات تبعیض‌آمیز خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز بروز می‌یابد. یک فعال حقوق زنان با تاکید بر این واقعیت، به نقش قدرت دولتی در رواج این خشونت اشاره می‌کند.

۲۵ نوامبر روزجهانی محو خشونت علیه زنان است.  مطابق آمار، خشونت به هر شکل خود، همان اندازه از زنان در فاصله سنی ۱۵ تا ۴۴ سال قربانی می‌گیرد که سرطان آنها را از پا در می‌آورد.

 

در ایران، خشونت‌ علیه زنان به‌طور عمده در قالب‌قانون و تبعیض‌‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و در مناسبات خانوادگی و فرهنگی جریان می‌یابد. محبوبه عباسقلی‌زاده، از فعالان حقوق زنان با تاکید بر این واقعیت، قدرت دولتی را مولد اصلی خشونت علیه زنان در ایران می‌داند.

 

دویچه‌وله: آماری در اختیار فعالان حقوق زنان هست که نشان دهد شاخص‌ترین نوع خشونتی که زنان ایرانی به خود می‌بینند، چیست؟

 

محبوبه عباسقلی‌زاده: آمارها در اختیار دستگاه‌های دولتی هستند و ما تنها از راه مشاهده می‌توانیم بفهمیم میزان خشونت‌ها چقدر است. من تنها می‌توانم بگویم که منابع مولد خشونت در ایران بالا رفته‌اند. دلیل آن هم عدم تناسب قدرت میان زن و مرد در جامعه ماست. دولت موظف است این تناسب قدرت را حفظ کند تا خشونت ایجاد نشود، اما خودش منبع اصلی سیاست تبعیض میان زن و مرد است. دولت هر روز با قوانین جدید این تبعیض را بیشتر می‌کند و این به طور طبیعی میزان خشونت را بالا برده است.

 

با این توضیحات آیا می‌توان گفت خشونت‌های موجود در جامعه ما بیشتر غیرمستقیم یا خزنده هستند تا مستقیم یا فیزیکی؟

 

هر دوی اینها هستند! در قوانین مجازات، شلاق زدن، سنگسار و دستگیری‌های مربوط به روابط خارج از ازدواج، نحوه‌ی رفتار با زنان خشونت‌آمیزتر است. در دستگاه‌های دولتی و قضایی، رفتار فرودستانه‌تری با زنان می‌شود. وقتی دختری را در خیابان می‌گیرند، فورا به پزشک قانونی می‌فرستند. در نظر بگیرید روزانه چند دختر در پروسه‌ی تشکیل پرونده، خشونت را تجربه می‌کنند. اول بدن‌اش را معاینه می‌کنند. بعد قاضی به او توهین می‌کند که فاسد هستی و غیره. مورد قتل‌های ناموسی را در نظر بگیرید. قبل از انقلاب این قتل‌ها عموما در استان‌های جنوبی و غربی روی می‌دادند، اما اینک ما در شهرهای بزرگ و تهران شاهد روزانه‌ی این قتل‌ها هستیم. علت این است که  کنترل مرد بر زن و کنترل برادر بر خواهر با قوانین و فضای موجود تقویت و نهادینه می‌شود. خود همین موجب رشد قتل‌ها یا خشونت‌های ناموسی و خانوادگی است. ما شاید نتوانیم در مورد کتک خوردن زنان آماری بدهیم، اما خبر قتل‌های ناموسی منعکس می‌شود و می‌بینیم چقدر آمار آنها بالا رفته است.

 

در این میان نقش رسانه‌های گروهی یا سیستم آموزشی در بازتولید فرهنگ ناموس‌پرستی یا ترویج مطیع بودن، فرودست بودن و  سربه‌زیر بودن زن چیست؟

 

تلویزیون به دو شیوه این فرهنگ را بازتولید می‌کند. اول آنکه برنامه‌های مربوط به خانواده، با دیدگاه‌هایی بنیادگرایانه، کنترل زن به مرد را اشاعه می‌دهند و این خودش مولد خشونت است. دیگر نقش فیلم‌هاست. در فیلم‌های داخلی، رابطه‌ی فرودستانه‌ی زن را می‌بینیم و در فیلم‌های خارجی هم به دلیل اکشن‌ معمول در آنها، خشونت فیزیکی در آنها بارز است. در مورد نشریات باید بگویم که سال گذشته مجله‌ی زنان را بستند و این خودش خشونتی مستقیم نسبت به زنان بود. این مجله‌ای بود که می‌توانست در مورد این روش‌های خشونت‌‌آفرین روشنگری کند. این صداها و این اهرم‌ها دیگر برای فعالان جنبش زنان در ایران وجود ندارند و عملا ما به خانه‌ها یا سایت‌ها محدود شده‌ایم.

 

خود جامعه‌ی زنان یا مردان با فرهنگ‌تر چقدر نسبت به این فضا مقاومت نشان می‌دهند، چقدر خودآگاه هستند؟

 

اول این را بگویم که در همه‌ی کشورها خشونت وجود دارد و بسته به این‌که در آن کشورها روابط نابرابر قدرت بین زن و مرد چقدر باشد، این خشونت بالا پایین می‌رود. آنچه مربوط به ایران می‌شود، این است که سیستم حکومتی باعث نهادینه شدن روابط نابرابر قدرت میان زنان و مردان می‌شود. همین قانون چند همسری  یا قانون مجازات را در نظر بگیرید. اینها بر روابط جنسی فرودستانه‌ی زنان تاکید دارند. آگاهی مردم متاسفانه روز به روز کمتر می‌شود. چون آدم‌ها تابعی هستند از آنچه  قانون و قدرت و رسانه‌ها برای ساختن‌اش‌دست به دست می‌دهند. جوانی که در ایران بزرگ می‌شود، طبیعی است که فرهنگ مردسالارانه پیدا کند، زیرا همه چیز از رسانه و قوانین برای نهادینه کردن قدرت مرد مهیاست. البته هستند کسانی که به دلیل دسترسی به اینترنت و اطلاعات یا تحصیلات بالا، الگوهای زندگی دیگری دارند. اما الگوهای رایج همان هستند که قوانین و قدرت و فرهنگ مسلط رواج داده‌اند. کافی است دختری درساعت هشت شب به بعد در تهران یا شهرهای دیگر، تنها به خیابان بیاید، میزان توهین و متلکی که می‌شنود، برابر است با توهین‌هایی که به یک زن روسپی می‌شود. هر چند داستان آن خودفروش‌ها مصیبت دیگری است از رابطه‌ای خشونت بار در زمینه‌ای دیگر.

 

برای تشکیل خانه‌های امن برای پناه دادن زنان و دختران کتک‌خورده، رانده‌شده یا فراری کاری صورت گرفته است؟ 

 

بله. راستش جامعه‌ی ایران خیلی متناقض است. از یک‌طرف قوانینی وجود دارند که خشونت را تقویت می‌کنند و از طرف دیگر موضوع خانه‌های امن و تلاش‌های بهزیستی برای تشکیل آنها مطرح است. کارهایی از سوی آن بخش از جامعه‌ی مدنی که زنده مانده و به طرف حل مشکلات و آسیب‌های اجتماعی رفته، انجام گرفته‌است. الان ما شاهد انعطاف بهزیستی در مورد سازمان‌هایی هستیم که حامی دختران فراری و آسیب‌دیده هستند. مثلا بهزیستی از موسسه «امیدمهر» که مربوط به همین دختران است، دارد حمایت می‌کند. البته این کارها بیشتر به نظر من مسکن هستند.

 

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

 منبع : DW PERSIAN

  • دنبالک ها: DW،  

ایران | 06.11.2008

پیروزی اوباما و آینده‌ی روابط ایران و آمریکا

برای ایالات متحده‌ی آمریکا "جمهوری اسلامی ایران" یک معضل مهم سیاست خارجی است، معضلی که همچنان حل‌ناشده بر روی میز گردانندگان سیاست خارجی آن کشور باقی مانده است. برخی تحلیل‌گران براین نظرند که با راه‌‌یافتن باراک اوباما به کاخ سفید، ممکن است فضای مساعدی برای پایان ۳۰ سال تنش و مناسبات خصمانه میان دو کشور پدید آید.

رهبران اکثر کشورهای جهان به پیروزی تاریخی باراک اوباما واکنش نشان دادند. در ایران اما مقام‌های رسمی ارشد کشور درباره‌ی نتایج شگفت‌انگیز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اظهارنظری نکرده است.

در روز نخست اعلام پیروزی اوباما، خبرگزاری‌های ایران تنها اظهارنظر دو تن از نمایندگان مجلس را منتشر کرده‌اند که "پیروزی اوباما" را "نشانه‌ی شکست سیاست‌های جورج بوش" توصیف کرده‌اند. حداد عادل یکی از این نمایندگان گفته است: «هر کس که رئیس جمهور آمریکا باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه از راه بوش برگردد و این هم به سود ملت آمریکا و هم به سود مردم جهان خواهد بود.»

محمدحسن ابوترابی‌فرد، نماینده دیگر و نایب‌رئیس اول مجلس نیز گفته است: «آمریکایی‌ها مجبور هستند برای نجات از باتلاقی که بوش برای آنها ایجاد کرده بود تغییری در سیاست های خود بدهند.»

اما سکوت مقام‌های رسمی ایران در برابر پیروزی اوباما واقعیت اهمیت آمریکا برای ایران را منعکس نمی‌کند. ایالات متحده‌ی آمریکا و مخالفت‌های آن با برخی سیاست‌های خارجی و داخلی ایران، مهم‌‌ترین چالش خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران در طول ۳۰ سال موجودیت آن بوده است. این چالش در سال‌های اخیر و در پی بالاگرفتن بحران اتمی ایران، ابعادی خطرناک و تهدیدآمیز یافته است.

برای ایالات متحده‌ی آمریکا نیز "جمهوری اسلامی ایران" یک معضل مهم سیاست خارجی است، معضلی که همچنان حل‌ناشده بر روی میز گردانندگان سیاست خارجی آن کشور باقی مانده است. برخی تحلیل‌گران براین نظرند که با راه‌‌یافتن باراک اوباما به کاخ سفید، ممکن است فضای مساعدی برای پایان ۳۰ سال تنش و مناسبات خصمانه میان دو کشور پدید آید.

باراك اوباما در دوره‌ی تبلیغات انتخاباتی خود اعلام کرد که آماده‌ی مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران است. او بعدها این موضع خود را قدری تعدیل داد، اما در مجموع موضعی منعطف و آماده‌ی تعامل از خود نشان داده است.

در ایران نیز در میان گروهی که اکنون قدرت سیاسی را به طورر یکپارچه در اختیار دارند و پیش از این مخالف هر گونه مذاکره و رابطه با آمریکا بودند، نوعی آمادگی برای آغاز گفت‌وگو با آمریکا دیده می‌شود. واکنشی که در ایران به امکان گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران داده شد، چنین نشانی در خود داشت. با این حال بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند به چنین فضا و امکانانی نباید بیش از اندازه بها داده شود. زیرا در گذشته نیز فرصت‌های مناسبی برای شکستن یخ مناسبات منجمد شده‌ی ۳۰ ساله پیش آمد، اما از آن استفاده نشد و یا آگاهانه و به عمد تخریب گردید.

طرحی برای ماه‌های آتی

با وجود این، به نظر می‌رسد اگر طرف ایران نیز عجله و علاقه‌ای به حل مسائل خود با ایالات متحده‌ی آمریکا نداشته باشد، در واشنگتن اراده‌ا‌ی جدی وجود دارد که مسئله‌ی ایران با هدف حل آن، به طور جدی در دستور کار قرار گیرد. یک نشانه‌ی چنین رویکردی در آمریکا، گزارشی است که اخیراً از سوی موسسه‌ی BPC «Bipartisan Policy Center» انتشار یافت. این مرکز یک موسسه‌ی مشاوره‌ی سیاسی است که توسط چهار سناتور سابق، رابرت دول و هوارد بیکر از حزب جمهوریخواه و توم داشل و جورج میچل، از حزب دموکرات تاسیس شده است. مقر این موسسه در واشنگتن است.

گزارش موسسه‌ی BPC که در ۱۱۷ صفحه‌ای تنظیم شده، دربرگیرنده‌ی طرحی درباره‌ی رویکردهای آتی دولت آمریكا در مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران است. به نظر تهیه‌کنندگان طرح، تمام پیشنهادهای ارائه‌شده در آن باید بلافاصله پس از انتخابات چهارم نوامبر به مرحله اجرا درآیند.

در این طرح به دولت آمریکا پیشنهاد شده که مذاکرات مستقیم با ایران را آغاز کند. حتی توصیه شده که واشنگتن از پیش‌شرط "توقف غنی‌سازی اورانیوم برای آغاز مذاکرات" صرف‌نظر كند. اما لازم است که برای این مذاکرات یک چارچوب زمانی مشخص - مثلا سه ماه - تعیین گردد. از اتحادیه اروپا نیز خواسته شود که این چارچوب زمانی را پیشاپیش تایید کند. در عین‌حال کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید تعهد دهند که با اقدام‌های بعدی پیش‌بینی شده در طرح همراهی می‌کنند.

بنا بر این گزارش، تهران باید مسئولیت شکست احتمالی این آخرین تلاش سیاسی را برعهده بگیرد. در پایان مهلت مقرر که عملا به صورت یک اولتیماتوم درمی‌آید،  تهران نه تنها باید مفاد قطعنامه‌های شورای امنیت، از جمله تعلیق غنی‌سازی اورانیوم را بپذیرد، بلكه همچنین با بازرسی مداوم تاسیسات هسته‌ای خود از سوی آژانس نیز موافقت کند. با توجه به ناآکامی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در پی بردن به ماهیت برنامه‌ی اتمی ایران، پیشنهاد شده است که مکانیزم‌هایی همانند آنچه در باره‌ی عراق به کار گرفته شده، در مورد ایران نیز اعمال گردد. منظور طرح تعیین کمیسیون ویژه بازرسی از سازمان ملل است که پیش از حمله به عراق و سقوط صدام در جستجوی سلاح هتسه‌ای در آن کشور بود.

محاصره بنادر ایران

در ادامه این گزارش ۱۱۷ صفحه‌ای آمده است، پس از پایان دوره‌ی سه ماهه مذاكرات، اگر ایران از همکاری سرباز زند، باید تحریم‌های شدیدتری علیه آن کشور اعمال گردد. در اقدام‌های تنبیهی که در طرح پیشنهاد شده، در کنار تدابیری چون قطع کامل مناسبات بانکی آن کشور با جهان، محاصره‌ی سواحل ایران در خلیح فارس در کانون اصلی توجه نویسندگان طرح قرار دارد. محاصره‌ی سواحل ایران در درجه‌ی نخست باید متوجه جلوگیری از ورود بنزین به ایران و در نهایت قطع صدور نفت ایران گردد که درآمد حاصل از آن، تامین‌کننده‌ی تقریبا دوسوم درآمد کل کشور است.

تنظیم‌کنندگان این طرح پیشنهادی، در ادامه از رئیس‌جمهور آینده‌ی آمریكا خواسته‌اند که توان جنگی آمریكا در منطقه خلیج ‌‌فارس را گسترش دهد. در این راستا پیشنهاد شده درکنار تقویت پایگاه نظامی آمریکا در شبه‌جزیره عربستان، برای ایجاد پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی در شرق، غرب و شمال ایران نیز تلاش شود. لازمه‌ی این امر آن است که دیپلماسی فعالی در برابر گرجستان، آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان، ترکیه و حتی پاکستان در پیش گرفته شود تا موافقت آنها را برای استقرار نیروهای آمریكایی و تدارکات لازم برای عملیات نظامی جلب نماید.

در طرح گفته می‌شود برای افزایش پتانسیل نظامی تهدیدکننده‌ در منطقه، به جای دو ناو هواپیمابر، چهار ناو باید در آب‌های اقیانوس هند به گشت‌زنی بپردازند. این تدابیر نظامی باید هرچه سریع‌تر عملی گردد، اگر نه در فاصله‌ی چند روز، دستکم به فاصله‌ی چند هفته.

نویسندگان این طرح در پایان پیشنهادهای خود آورده‌اند، به محض آنکه آرایش نظامی در منطقه به پایان رسید، باید یک اولتیماتوم رسمی به ایران داده شود. در این اولتیماتوم باید توقف غنی‌سازی اورانیوم و انهدام تمام مراکزی که به نحوی در خدمت برنامه‌های تولید سلاح اتمی هستند، خواسته شود. پس از پایان اولتیماتوم در صورت خودداری ایران، عملیات جنگی آغاز می‌شود. رهبری جنگ باید اساس را بر نیروی هوایی و دریایی قرار دهد. عملیات زمینی منتفی خواهد بود، اما عملیات زمینی کماندویی امکانپذیر است. هدف آن است که ایران از طریق یک بمباران هوایی چندین هفته‌ای به تسلیم وادار گردد.

 

م / سایت BPC

 

قرعه کشی دریافت ویزای مهاجرت به آمریکا

01/10/2008


[insert caption here]براساس گزارش سایت رسمی وزارت امورخارجه ایالات متحده آمریکا، ثبت نام اینترنتی برای شرکت در قرعه کشی دریافت ویزای مهاجرت به آمریکا، از روز پنجشنبه دوم اکتبر ۲۰۰۸ برابر با یازدهم مهرماه ۱۳۸۷ آغاز خواهد شد و تا اول دسامبر برابر با ۱۱ آذر ادامه خواهد یافت.
دولت آمریکا سالیانه برای ۵۰ هزار متقاضی ثبت نام کرده در این قرعه کشی، ویزای اقامت صادر می کند.
شرکت در این قرعه کشی بدون هزینه و تشریفات خواهد بود؛ اما افراد، باید واجد شرایط تعیین شده از سوی مراجع رسمی ایالات متحده باشند.

این قرعه کشی بر مبنای شش منطقه جغرافیایی در جهان، تنظیم شده و اولویت، با ساکنان کشورهایی است که کمترین مهاجرت را به آمریکا داشته اند. اما، سهمیه هرکشوری بیش از ۷% کل واجدین شرایط نخواهد بود.
شهروندان کشورهای برزیل، کانادا، بریتانیا، چین، هند، پاکستان، فیلیپین و کره جنوبی اجازه شرکت در این قرعه کشی را ندارند.

ایرانیان متقاضی دریافت ویزای اقامت آمریکا می توانند تا روز دوشنبه یازدهم آذر ماه از طریق سایت وزرات امورخارجه، بخش مهاجرت بدون پرداخت هیچگونه وجهی برای خود و خانواده شان ثبت نام کنند.

نشانی وبسایت وزارت امور خارجه آمریکا برای قرعه کشی:
 
emailme.gif این مطلب را برای یکی از دوستان خود ایمیل کنید
printerfriendly.gif از اینجا چاپ کنید

03 اکتبر 2008

دستورالعمل های شرکت در برنامه قرعه کشی روادید مهاجرت گونه گونی (قرعه کشی کارت سبز) سال 2010 (DV-2010)

برنامه قرعه کشی روادید مهاجرت گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) که توسط کنگره مورد تصویب قرار گرفته است، به صورت سالیانه توسط وزارت خارجه آمریکا و تحت بند 203(c) قانون مهاجرت و تابعیت (INA) اجرا می گردد. قسمت 131 قانون مهاجرت 1990 (Pub. L. 101-649) که به INA 203 افزوده شده است، برای مهاجرینی می باشد که "مهاجرین گونه گون" نامیده می شوند. بند 203(c) INA امکان اعطای سالیانه حداکثر 55,000 روادید گونه گون (لاتاری گرین کارت) به اشخاصی از کشورهایی با نرخ مهاجرت پایین به ایالات متحده را فراهم می کند.

آغاز متن

برنامه سالیانه قرعه کشی DV امکان دریافت روادید مهاجرت گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) را برای اشخاصی فراهم می کند که واجد شرایط ساده و در عین حال صریح و مشخصی باشند. منتخبان دریافت روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) بر اساس یک قرعه کشی شانسی توسط کامپیوتر انتخاب می شوند. این روادیدها در 6 منطقه جغرافیایی توزیع می گردند، بطوریکه مناطقی که دارای نرخ مهاجرت پایین تری به ایالات متحده هستند، روادیدهای بیشتری دریافت نموده و اتباع کشورهایی که طی پنج سال گذشته بیش از 50,000 مهاجر به ایالات متحده اعزام داشته اند، نمی توانند این روادید را دریافت کنند. در هر سال، هر کشور در یکی از این مناطق شش گانه نمی تواند بیش از 7 درصد از روادیدهای گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) موجود را دریافت کند.

اتباع کشورهای زیر واجد شرایط ثبت نام در DV-2010 نمی باشند، زیرا طی پنج سال گذشته بیش از 50,000 مهاجر به ایالات متحده آمریکا فرستاده اند.

برزیل، کانادا، چین (متولدین سرزمین اصلی)، کلمبیا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، ال سالوادور، گواتمالا، هائیتی، هندوستان، جاماییکا، مکزیک، پاکستان، فیلیپین، پرو، لهستان، روسیه، کره جنوبی، بریتانیا (به غیر از ایرلند شمالی) و مناطق تحت قیمومیت آن و ویتنام. افرادی که در هنگ کنگ SAR، ماکائو SAR و تایوان متولد شده اند، می توانند این روادید را دریافت کنند.

وزارت خارجه آمریکا از سال 2005 به منظور افزایش کارآمدی و امنیت پروسه اعطای روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز)، سیستم ثبت نام الکترونیکی را اجرا نمود. وزارت خارجه برای شناسایی کسانی که برای مهاجرت غیرقانونی تقلب نموده و یا چندین بار ثبت نام می کنند، از تکنولوژی خاص و سایر ابزار و وسایل استفاده می کند.

مهلت نام نویسی در برنامه روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز)

 

زمان نام نویسی الکترونیکی در قرعه کشی روادید گونه گون (لاتاری کارت سبز DV-2010) از روز پنجشنبه، دوم اکتبر 2008 تا روز دوشنبه، اول دسامبر 2008 می باشد. متقاضیان میتوانند طی این بازه زمانی با مراجعه به تارنمای www.dvlottery.state.gov به فرم الکترونیکی نام نویسی در برنامه روادید گونه گون (لاتاری گرین کارت) دسترسی داشته باشند. فرم های کاغذی پذیرفته نخواهد شد. به صورتی جدی به متقاضیان توصیه می گردد که نام نویسی خود را به هفته پایانی زمان تعیین شده موکول نکنند، زیرا حجم زیاد تقاضاها در آن زمان ممکن است منجر به کند شدن سرعت تارنما گردد. هیچ تقاضایی پس از ظهر  روز اول دسامبر   2008  ، به وقت استاندارد شرق آمریکا پذیرفته نخواهد شد.

شرایط و ویژگی های لازم برای نام نویسی

• برای نام نویسی در قرعه کشی DV شما باید متولد یکی از کشورهای فهرست پیوست باشید.  به لیست کشورهای مناطق شش گانه که متولدین آنها واجد شرایط شرکت در قرعه کشی هستند، مراجعه نمایید.

• متولدین کشورهایی که اتباع آنها واجد شرایط هستند: در اغلب موارد این به معنای کشور محل تولد شما می باشد. با این حال، دو راه دیگر نیز وجود دارد که شما می توانید از طریق آنها واجد شرایط شوید. راه اول این است که اگر شما در کشوری متولد شده اید که اتباع آن واجد شرایط نیستند، اما همسر شما در کشوری متولد شده است که اتباع آن واجد شرایط می باشند، شما می توانید در فرم خود کشور محل تولد همسر خود را ذکر نموده و روادیدی ورود به ایالات متحده به طور همزمان برای شما و همسرتان صادر خواهد شد. راه دوم نیز این است که اگر شما در کشوری متولد شده اید که اتباع آن واجد شرایط نیستند، اما هیچ یک از والدین شما متولد آن کشور نبوده و در زمان تولدتان در آن کشور مقیم نبوده اند، شما می توانید کشور محل تولد هر یک از والدین خود – در صورتی که متولدین آن کشور واجد شرایط شرکت در DV-2010 باشند – را انتخاب نمایید.

 

• برای شرکت در قرعه کشی شما باید واجد شرایط تحصیلی و یا دارای تجربه کاری لازم برای برنامه DV باشید.

تحصیلات و یا تجربه کاری: شما باید یا دارای تحصیلات دبیرستانی و یا تحصیلاتی معادل آن باشید که نشان دهنده تکمیل موفقیت آمیز 12 سال تحصیل در مقاطع ابتدایی و دبیرستان باشد و یا دارای 2 سال تجربه کاری طی 5 سال گذشته در زمینه مشاغلی که انجام آنها نیازمند حداقل دو سال کارآموزی و یا تجربه می باشد، باشید. برای تصمیم گیری در زمینه صلاحیت تجربه کاری از مرجع O*Net OnLine وزارت کار آمریکا استفاده می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صلاحیت تجربه کاری به پرسش شماره 13 در بخش پرسش های متداول مراجعه نمایید.

www.dvlottery.state.gov وجود دارد را تکمیل و ارسال نمایید. عدم تکمیل تمامی قسمت های این فرم موجب مردود شدن درخواست شما خواهد شد. از کسانی که قصد شرکت در قرعه کشی E-DV را دارند، خواسته می شود تا اطلاعات زیر را در فرم E-DV وارد کنند.

1. نام کامل – نام خانوادگی/فامیلی، نام کوچک، نام میانی

2. تاریخ تولد – روز، ماه، سال

3. جنسیت – مرد یا زن

4. شهر محل تولد شما

5. کشور محل تولد شما – نام کشور محل تولد شما باید نام کنونی کشوری باشد که در آن متولد شده اید.

6. کشور دارای صلاحیت یا مورد تایید برای برنامه DV – کشور واجد شرایط شما معمولاً همان کشور محل تولدتان است. کشور واجد شرایط شما ارتباطی به محل زندگیتان ندارد. اگر شما در کشوری متولد شده اید که واجد شرایط شرکت در برنامه DV نمی باشد، می توانید با مراجعه به دستورالعمل های بالا، امکان انتخاب کشور دیگری را به عنوان کشور عهده دار خود بررسی نمایید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کشور عهده دار، لطفاً به پرسش شماره 1 در بخش پرسش های متداول مراجعه نمایید.

7. عکس (های) ضمیمه درخواست – به اطلاعات فنی در مورد مشخصات عکس ها مراجعه نمایید. حتماً در صورت نیاز عکس همسر و فرزندان خود را نیز ارسال نمایید. به پرسش شماره 11 در بخش پرسش های متداول مراجعه نمایید.

8. آدرس پستی – شامل سطر اول آدرس، سطر دوم آدرس، شهر/شهرک، منطقه/روستا/استان/ایالت، کد پستی/زیپ کد و کشور

9. کشوری که هم اکنون در آن زندگی می کنید

10. شماره تلفن (اختیاری)

11. آدرس E-Mail (اختیاری)

12. بالاترین میزان تحصیلات شما تا کنون چه می باشد؟

شما باید مشخص نمایید که کدام یک از موارد زیر نشان دهنده بالاترین میزان تحصیلات شما به شمار می رود: (1) دبستان، (2) دبیرستان، بدون اخذ مدرک، (3) دبیرستان با اخذ مدرک، (4) آموزشگاه حرفه ای، (5) گذراندن تعدادی از واحدهای دوره لیسانس، (6) مدرک دانشگاهی، (7) گذراندن تعدادی از واحدهای دوره فوق لیسانس، (8) مدرک فوق لیسانس، (9) گذراندن تعدادی از واحدهای دوره دکترا و (10) مدرک دکترا

13. وضعیت تاهل – مجرد، متاهل، طلاق گرفته، بیوه، قانوناً جدا شده

14. تعداد فرزندان – نام، تاریخ تولد و محل تولد همسر و تمامی فرزندان و فرزندخوانده ها و فرزندان همسرتان که سن آنها کمتر از 21 سال بوده و ازدواج نکرده اند (به غیر از فرزندانی که در حال حاضر تابعیت ایالات متحده را داشته و یا به صورتی قانونی در آمریکا اقامت دایمی دارند) باید در درخواست شما ذکر گردد، حتی اگر شما قانوناً از پدر یا مادر آن فرزند خود جدا شده اید و همسر شما و فرزندتان دیگر با شما زندگی نمی کنند و/یا قصد ندارند تا با شما به ایالات متحده مهاجرت کنند. توجه داشته باشید که فرزندان متاهل شما و فرزندانی که بیشتر از 21 سال سن دارند، نمی توانند در درخواست روادید گونه گون (لاتاری گرین کارت) شما حضور داشته باشند. عدم ذکر نام تمامی فرزندان مشمول توضیحات بالا، موجب مردود شدن درخواست متقاضی اصلی و رد شدن تمامی روادیدهای افراد ذکر شده در درخواست در هنگام مصاحبه روادید خواهد شد.> لطفاً به پرسش شماره 11 در بخش پرسش های متداول مراجعه نمایید.

15. اطلاعات مربوط به همسر – نام، تاریخ تولد، جنسیت، شهر/شهرک محل تولد، کشور محل تولد، عکس. عدم ذکر مشخصات همسر، موجب مردود شدن درخواست متقاضی اصلی و رد شدن تمامی روادیدهای افراد ذکر شده در درخواست در هنگام مصاحبه رو?دید خواهد شد.

16. اطلاعات مربوط به فرزندان – نام، تاریخ تولد، جنسیت، شهر/شهرک محل تولد، کشور محل تولد، عکس: شامل تمامی فرزندان ذکر شده در بند 14 در بالا.

انتخاب متقاضیان

برندگان قرعه کشی به صورتی تصادفی توسط کامپیوتر و از بین تمامی متقاضیان تایید صلاحیت شده انتخاب خواهند شد. بین مه و ژوییه سال 2009 با آنها از طریق پست تماس گرفته خواهد شد و دستورالعمل های آتی شامل هزینه های مرتبط با مهاجرت به ایالات متحده به اطلاع آنها خواهد رسید. کسانی که در قرعه کشی تصادفی انتخاب شده اند، از طریق E-Mail از این موضوع آگاه نخواهند شد. با کسانی که انتخاب نشده اند نیز هیچگونه تماسی گرفته نخواهد شد. سفارتخانه ها و کنسولگری های ایالات متحده قادر نخواهند بود تا لیستی از انتخاب شدگان را به شما ارایه کنند. همسر و فرزندان زیر 21 سال و مجرد برندگان این قرعه کشی می توانند برای دریافت روادید همراه با متقاضی اصلی اقدام کنند. روادیدهای DV-2010 بین اول اکتبر 2009 و 30 سپتامبر 2010 صادر خواهد شد.

برندگان قرعه کشی تصادفی برای دریافت روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) به منظور مهاجرت به ایالات متحده باید واجد تمامی شرایط و ویژگی های لازم مطابق با قوانین ایالات متحده آمریکا باشند. روند بررسی درخواست ها و صدور روادید برای برندگان قرعه کشی و اعضای واجد شرایط خانواده آنها باید تا نیمه شب 30 سپتامبر 2010 پایان پذیرد. تحت هیچ شرایطی پس از این تاریخ درخواست ها مورد بررسی قرار نگرفته و روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) صادر نخواهد شد و همچنین اعضای خانواده متقاضی اصلی نیز پس از این تاریخ نخواهند توانست برای پیوستن به متقاضی انتخاب شده در ایالات متحده، روادید گونه گون (قرعه کشی کارت سبز) را دریافت کنند.

تذکر مهم

برای نام نویسی الکترونیکی در برنامه سالیانه DV نیاز به پرداخت هیچگونه هزینه ای نمی باشد. دولت ایالات متحده برای اجرای برنامه DV از هیچگونه مشاور خارجی و یا خدمات خصوصی استفاده نمی کند. هیچ یک از واسطه ها و اشخاصی که برای تکمیل و ارسال درخواست های برنامه DV پیشنهاد کمک می کنند، مورد تایید دولت ایالات متحده نمی باشند. مسئولیت استفاده از کمک های هرگونه واسطه و مشاور خارجی برای تکمیل و ارسال فرم DV کاملاً متوجه متقاضی خواهد بود.

شانس انتخاب یک درخواست الکترونیکی واجد شرایط که مستقیماً توسط خود متقاضی ارسال شده است توسط کامپیوتر مرکز کنسولگری کنتاکی، درست به اندازه یک درخواست دیگر که توسط یک واسطه در ازای دریافت پول برای یک متقاضی دیگر تکمیل شده و بصورت الکترونیکی ارسال شده است، خواهد بود. تمامی درخواست هایی که طی مهلت نام نویسی در قرعه کشی دریافت می گردند، دارای شانس انتخاب تصادفی برابر در منطقه خود می باشند. با این حال، دریافت بیش از یک درخواست به نام یک شخص، صرف نظر از این موضوع که چه کسی درخواست ها را فرستاده است، منجر به حذف نام آن شخص از قرعه کشی خواهد شد.


****************************

پرسش های متداول در مورد نام نویسی در E-DV


ادامه را در  www.voapnn.com  بخوانید.


  • دنبالک ها: VOAPNN،  

جمعه 3 آبان 1387

مشاهده نتیجه نظرسنجی

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: پرشیا »، 

مشاهده نتیجه نظرسنجی
چقدر به بهبود شرایط زندگی خود اعتقاد دارید؟
بیست و هفتم شهریور 87 ساعت 11:09:06
به آینده کلا ناامیدم
6.67 درصد
(1 رای)
کم
6.67 درصد
(1 رای)
متوسط
20 درصد
(3 رای)
بسیار
20 درصد
(3 رای)
به آنچه استحقاقم است خواهم رسید
46.67 درصد
(7 رای)
شرکت کنندگان 15 نفر

جمعه 3 آبان 1387

دانشگاه‌های شرق آلمان - کیفیت بهتر، متقاضی کمتر

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: جهان »، 

جهان

دانشگاه‌های شرق آلمان - کیفیت بهتر، متقاضی کمتر

با آن‌که شرایط آموزش دانشگاهی‌ در ایالت‌‌های شرقی آلمان، به مراتب مناسب‌تر از وضعیت ‌آن در ایالت‌های غربی است، با این حال تنها حدود ۴ درصد از دیپلمه‌های ایالت‌های غربی برای ادامه‌ی تحصیل به شرق، نقل مکان می‌کنند.

در پنج ایالت شرقی جمهوری فدرال آلمان، قحطی دانشجو است. آمار نشان می‌دهد که حدود ۲۲ درصد از دانش‌آموزانی که در این ایالت‌ها دیپلم گرفته‌اند، برای ادامه‌ی تحصیل به یازده استان‌ دیگر این کشور که در غرب قرار دارند، نقل مکان می‌کنند. استان‌های شرقی پیش از فروریختن دیوار برلین، به خاک "جمهوری دمکراتیک آلمان" تعلق داشتند. در سال تحصیلی ۲۰۰۶ / ۲۰۰۷، تعداد دانشجویانی که از غرب آلمان برای ادامه‌ی تحصیل به ایالت‌های شرقی تغییر مسکن داده‌اند، تنها حدود ۴ درصد بوده است. بر اساس یکی از تازه‌ترین پژوهش‌های رسمی، دلیل عدم تمایل دانشجویان ساکن غرب به رفتن به شرق این کشور، پیش‌داوری، انتشار خبرهای منفی درباره‌ی شرایط اجتماعی ـ سیاسی این منطقه در رسانه‌ها و موفقیت احزاب دست راستی رادیکال در ایالت‌های آن است.

 

شرایط به‌تر و مناسب‌تر

 

برخی رشته‌ها در دانشگاه‌های شرق آلمان وجود داند که در دانشگاه‌های غرب این کشور تدریس نمی‌شوندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  برخی رشته‌ها در دانشگاه‌های شرق آلمان وجود داند که در دانشگاه‌های غرب این کشور تدریس نمی‌شوندواقعیت ولی این است که شرایط آموزش دانشگاهی‌ در این ایالت‌‌ها، بهتر از اوضاع تحصیل در ایالت‌های غربی آلمان است. به عنوان نمونه در هیچ یک از دانشگاه‌های این ایالت‌ها، شهریه دریافت نمی‌شود و هزینه‌ی زندگی چندان بالا نیست. از آن جا که شمار داوطلبان تحصیل در این دانشگاه‌ها از ظرفیت پذیرش آن‌ها افزون‌تر نمی‌شود، شرایط فراگیری و پیشرفت نسبت به شرایط مشابه در مدارس‌عالی ایالت‌های غربی مناسب‌‌تر است. این برتری شامل امکاناتی که برای آموختن و تجربه‌کردن ضروری است، نیز می‌شود. موافق جدیدترین آمار رسمی،‌ تمام دانشگاه‌هایی که از نظر مناسب بودن محل تدریس، کیفیت کتابخانه و تجهیزات فنی و لابراتواری مقام‌های اول تا سوم را به‌دست آورده‌‌اند، دانشگاه‌های ایالت‌های شرقی آلمان بوده‌اند: تورینگن، مکلنبورگ ـ فورپومرن و زاکسن ـ  آنهالت. در مقام چهارم، ایالت شلسویگ ـ هولشتاین و در ردیف‌های دیگر، بایرن، بادن ـ ووتمبرگ و براندنبورگ قرار داشتند.

 

رابطه‌ی انسانی بین استاد و دانشجو

 

از نظر رابطه‌ی استاد ـ دانشجویی نیز شرایط در دانشگاه‌های ایالت‌های شرقی آلمان، "مناسب‌تر و انسانی‌تر" است. درب اتاق استادان، بنا به سنت معمول در زمان حکومت "جمهوری دمکراتیک آلمان"، همیشه باز است و دانشجو می‌تواند، با یا بدون وقت قبلی در باره‌ی موضوع‌ها و مشکلات خود با هر استادی گفت‌وگو کند. برخی از استادان، حتی به شیوه‌ی آمریکایی، پارتی‌های دوستانه می‌دهند و دانشجویان را به خوردن اسپاگتی به خانه‌ی خود دعوت می‌کنند.

 

کادر آموزشی برجسته

 

از نظر کادر آموزشی، دانشگاه‌های ایالات شرقی دست کمی از دانشگاه‌های هم‌پایه‌ی خود در غرب آلمان ندارند. مدیران این دانشگاه‌ها همواره می‌کوشند، استادان "با نام و نشان" را به کارگاه‌های آموزشی خود جلب کنند. به عنوان مثال، اولریش ویکرت، که پیش از بازنشستگی مجری برنامه‌ی اخبار سراسری آلمان بود، مدت‌هاست که با دانشگاه  شهر ماگدبورگ در ایالت زاکسن ـ انهالت، به عنوان "استاد مهمان" همکاری دارد.

 

رشته‌های انحصاری

 

دانشگاه فنی شهر کمنیتس در ایالت زاکسن در شرق آلمانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دانشگاه فنی شهر کمنیتس در ایالت زاکسن در شرق آلماندر برخی از دانشگاه‌های ایالات شرقی آلمان، رشته‌هایی تدریس می‌شوند که کمتر مدرسه‌ی عالی‌ای در غرب این کشور امکانات ارائه‌ی آن را دارد. مثلاً در دانشگاه کوتبوس، می‌توان در رشته‌ی مدیریت منابع و محیط زیست، در چارچوب یک برنامه‌ی بین‌المللی به زبان انگلیسی، مدرک مهندسی تا مقطع بَچِلِر را کسب کرد. این رشته دانشجویان بسیاری را از سراسر جهان به این ایالت جلب کرده است. چون رشته‌ای است که بر اساس پاسخ‌گویی به نیازهای فنی آینده تنظیم شده است.

 

ب. الف/ تسایت ـ آنلاین

 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

  • دنبالک ها: DW،  

تحصیل در آلمان | 

اجبار به پرداخت شهریه‌ی دانشگاهی، دلیل دلسردی دیپلمه‌ها برای ادامه‌ی تحصیل

بر اساس گزارشی منتشر نشده، بسیاری از دیپلمه‌های آلمانی به‌خاطر شرط پرداخت شهریه از رفتن به دانشگاه صرف‌نظر کرده‌اند. وزارت آموزش و پرورش آلمان، تا به‌حال از ‌انتشار این گزارش خودداری کرده است.

بر مبنای این گزارش منتشر نشده،  ۱۸هزار دیپلمه در سال ۲۰۰۶، به دلیل اجبار به پرداخت شهریه، از رفتن به دانشگاه منصرف شده‌اند. در این سال تنها دو ایالت آلمان، (ایالت‌های نورد‌راین ـ وستفالن و نیدر زاکسن) شرط پرداخت شهریه تعیین کرده بودند. پس از آن ۵ ایالت دیگر آلمان که در آن‌ها احزاب سوسیال مسیحی یا دموکرات مسیحی حکومت دارند، از دانشجویان شهریه دریافت کردند: از جمله بادن ـ وورتمبرگ، بایرن، هسن و زارلند. پس از چندی شرط شهریه در ایالت هسن، به دلیل شکست حزب دموکرات مسیحی در انتخابات، لغو شد.

 

 بحث شهریه، عامل دلسردی

بنا بر گزارش‌های منتشرشده، بیشتر دیپلمه‌های دختر یا کسانی که پدر و مادرشان از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند، به‌خاطر پرداخت شهریه از رفتن به دانشگاه صرفنظر می‌کنند.  بر عکس، فرزندان خانواده‌های تحصیل‌کرده، «به ندرت تحت تأثیر چنین شرایطی قرار می‌گیرند.» بر اساس این گزارش‌ها، بحث شهریه بین دیپلمه‌ها و کسانی که در آستانه‌ی گرفتن دیپلم بودند، «عدم اطمینان زیادی» به‌وجود آورد. این پدپده حتی در ایالت‌هایی که شرط شهریه در آن‌ها تعیین نشده بود نیز مشاهده شده است.

در این گزارش هم‌چنین آمده است، تعیین شرط شهریه باعث نشده که داوطلبان تحصیلات دانشگاهی از یک ایالت به ایالت دیگر که دانشگاه‌هایش شهریه دریافت نمی‌کنند، تغییر مسکن بدهند. با این حال ازشمار دانشجویان ساکن آلمان شرقی که برای  تحصیل در دانشگاه، به ایالت‌های غربی نقل مکان می‌کردند، کاسته شده است.

مبنای گزارش

این گزارش بر اساس گفته‌های ۵ هزار و ۲۴۰ دانشجو که در سال ۲۰۰۶ به‌گونه‌ای نمونه‌وار انتخاب شدند، تهیه شده است. در سال‌ گذشته، در مقایسه با سال ۲۰۰۳، با این که شمار دیپلمه‌ها حدود ۱۷ درصد افزایش داشت، ولی تعداد نودانشجویان ۵ درصد کاهش یافت. در سال ۲۰۰۳، ۳۷۷ هزار و ۵۰۰ دانشجوی تازه‌وارد در دانشگاه‌های آلمان ثبت نام کردند. این رقم در سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده است. در سال ۲۰۰۷، تنها حدود ۳۵۸ هزار و ۶۷۰ دانشجو در ترم اول نام‌نویسی کردند. در همین سال، شمار کسانی که حائز شرایط دانشجویی بودند، ۶۳ هزار نفر افزوده شد و به حدود ۴۳۲ هزار و ۵۰۰ تن رسید.

فراکسیون‌های مختلف مجلس فدرال آلمان از وزیر آموزش  و پرورش این کشور، آنته شاوان، که به حزب دموکرات مسیحی تعلق دارد، خواستند، هر چه زودتر گزارش مزبور را منتشر کند. دبیر کمیسیون آموزش مجلس فدرال آلمان، خواستار آن شد که این گزارش مبنای بحث "اجلاس ملی در امور آموزشی" که روز چهارشنبه در شهر درسدن برپا می‌شود، قرار گیرد.

 

ب. الف‌/ نت تسایتونگ/ تسایت ـ آنلاین

 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

  • دنبالک ها: DW،  

جمعه 3 آبان 1387

آلمان در جست و جوی نیروی کار متخصص

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: اقتصاد »، 

اقتصاد | 

آلمان در جست و جوی نیروی کار متخصص

به رغم بحران مالی جهانی و کاهش رشد تولید، از هر سه شرکت آلمانی، یکی از آن‌ها قصد استخدام نیروی کار متخصص را دارد. بازار، به ویژه به روی دانش‌آموختگان رشته های ریاضیات، اینفورماتیک، علوم طبیعی و تکنولوژی باز است.

انستیتو اقتصاد آلمان، اخیرا برای سنجش وضعیت نیروهای متخصص در بازار کار  این کشور، دست به یک نظرسنجی زد.  مدیران ۳۸ درصد موسسات تولیدی و خدماتی که در این نظرسنجی  مورد پرسش قرار گرفتند، از کمبود نیروی کارمتخصص و ماهر شکوه داشتند. آن‌ها اعلام کردند که به ویژه در زمینه یافتن متخصصان رشته‌های ریاضیات، اینفورماتیک، علوم‌طبیعی و تکنولوژی با مشکل روبرو هستند.

 

جالب این‌جا است که عطش شرکت‌های آلمانی برای استخدام نیروی کار ماهر، همزمان با بحران مالی جهانی و کاهش رشد اقتصادی آشکار شده است. این خود نشان می‌دهد که به رغم همه مشکلات، صنایع و خدمات در آلمان چشم‌اندازی امیدوار کننده دارند.

 

حق انتخاب محدود کارفرمایان

 

"زابینه کینکارتس" همکار دویچه وله در برلین، در گزارشی در همین زمینه می‌نویسد: ۴۰ سال پیش، اگر زنی تقاضای کار در یک رشته فنی می‌داد، رئیس شرکت، اگر هم او را برای مصاحبه دعوت می‌کرد، فقط می‌خواست ببیند زنی که قصد دارد وارد دنیای حرفه‌ای مردان شود، چه شکلی است. در آن زمان، کارفرمایان، همواره حق انتخاب داشتند. اما حالا دیگر چنین نیست».

 

" آنتون بورنر" رئیس اتحادیه عمده‌فروشان و بازرگانی خارجی آلمان، با اشاره به کمبود

شدید نیروی کار ماهر در آلمان می‌گوید: « ما، کمبود شدید نیروی‌کار ماهر را، به عنوان مثال در بخش مهندسان متخصص به سختی احساس می‌کنیم. فرصت‌های اشتغال بیشتر از متقاضیان کار هستند».

 

جهانی شدن نیروی کار

 

معنای این حرف آن است که آلمان در زمینه متخصصین دستخوش کمبود است و از قضا به همین گروه نیز، بیش از همه نیاز دارد. کارشناسان اقتصادی، این کمبود را، برآیند تقسیم جهانی نیروی کار می‌دانند. به عنوان نمونه، "میشائیل هوتر" مدیر انستیتو اقتصاد آلمان توضیح می‌دهد: « آزادسازی تجارت‌جهانی همراه با پیشرفت‌های فنی، سبب شده است که آلمان به گونه‌ای ویژه روی تولید مصنوعات و خدماتی متمرکز شود که به دانش فنی و علمی برتر نیازمند هستند. مصنوعات نیازمند نیروی کار ساده هستند و هزینه در آن‌ها نقش اساسی را دارد، قاعدتا در جاهای دیگر تولید می‌شوند».

 

نقش تخصص در بازار کار

 

این مساله روی بازار کار، اثری دوگانه دارد: از یک سو، ۱۰۰ هزار فرصت شغلی اشغال نشده برای مهندسان وجود دارد و از سوی دیگر سه میلیون نفر در سراسر کشور بیکار هستند. حدود یک سوم بیکاران را کسانی تشکیل می‌دهند که دوره‌های فنی و حرفه‌ای را سپری نکرده‌اند و به این دلیل برای ورود به مشاغل تخصصی شانسی ندارند.

 

گناه این تناقض را نمی‌توان تنها به گردن سیستم آموزشی مدارس گذاشت. "توماس اندرس" رئیس شرکت هواپیماسازی ایرباس اروپا، معتقد است که بخش اقتصاد در برخورد با این تناقض کوتاهی کرده است. او می‌گوید: « ما، در ده سال گذشته، فاکتور انسانی را آشکارا دست کم گرفتیم. یعنی موضوع ما تنها کمیت نیست، بلکه پیش از همه، کیفیت است».

 

شانس متخصصان خارجی

 

منظور رئیس ایرباس این است که شرکت‌ها باید بیش‌تر به فکر تربیت نسل‌های بعدی متخصصان باشند و روی آموزش این نسل سرمایه‌گذاری کنند. به نظر وی، نیروهای تخصصی ماهر را نباید تنها در اروپا جست‌و‌جو کرد، بلکه به عنوان مثال در هند امکان دسترسی به چنین نیروهائی بیشتر است. ایرباس، سال گذشته یک مرکز مهندسی در هند ایجاد کرد و از کیفیت کار مهندسان جوان این کشور به شدت راضی است.

 

 "ولفگانگ فرانتس" رئیس مرکز تحقیقات اقتصادی اروپا، به سیاستمداران توصیه می‌کند که در کنار سرمایه گذاری روی آموزش بیکاران جوان خود، راه را برای اشتغال نیروهای ماهر و متخصص خارجی باز کنند. این، با سیاستی که آلمان در سال‌های اخیر پیش گرفته است، همخوانی دارد. براساس این سیاست، دانش آموختگان خارجی، می‌توانند تقاضای کار خود را مستقیما برای کارفرمایان آلمانی بفرستند و در صورت استخدام وارد این کشور شوند.

 

رادیو دویچه وله

 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

  • دنبالک ها: DW،  

ورزش | 

علل قهرمانی تیم ملی فوتبال نوجوانان ایران در آسیا

تیم ملی نوجوانان ایران با پیروزی در برابر تیم کره جنوبی، قهرمان آسیا شد. مجید جلالی، کارشناس شاخص فوتبال ایران و سرمربی فعلی باشگاه فولاد خوزستان در گفت‌وگو با دویچه وله موفقیت نوجوانان ایران را مورد بررسی قرار داده است.

دویچه‌وله: موفقیت تیم ملی فوتبال نوجوانان ایران را در مسابقات آسیایی چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

مجید جلالی: من فکر می‌کنم این حاصل یک کار حدودا هشت‌ساله است. از زمانی که در فدراسیون فوتبال ما آقای (صفایی فراهانی) کمیته‌ی جوانانی طراحی و آنجا را سازماندهی کرد و آقای احمد خداداد به عنوان مسئول کمیته‌ی جوانان فدراسیون فوتبال کار تشکیلاتی و سازماندهی را کامل کرد، از همان موقع اینها پایگاه‌هایی را در استان‌های مختلف طراحی کردند، استعدادها را شناسایی کردند و اینها آمدند ... و شما می‌بینید سال به سال تیم‌های ما در رده‌های پایه دارند مدام قالب بهتری می‌گیرند و این در واقع اولین موفقیت رسمی است که بعد از هشت‌سال نصیب فوتبال ما شده. من فکر می‌کنم که این موفقیت‌ها در بخش پایه‌ی فوتبال ما در آینده خیلی بیشتر باشد و ادامه‌دار باشد.

 

نقش باشگاه‌ها در این میان چیست، باشگاه‌هایی که ساختار فوتبال یک مملکت را تشکیل می‌دهند؟

 

مجید جلالیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مجید جلالیاین کاری که فدراسیون کرده، در واقع یک کار سازماندهی‌شده و تشکیلاتی از جانب فدراسیون است. خود باشگاه‌ها به‌طور مستقل تیم‌هایی دارند و در بخش پایه‌یی دارند فعالیت می‌کنند. بچه‌هایی که در پایگاه‌های شهرستان‌ها بهتر می‌شوند، معمولا جذب باشگاه‌ها می‌شوند و در باشگاه‌ها دوره‌ی تکاملی‌شان را طی می‌کنند. در واقع بارورشدن این جوان‌ها یک مسئولیت مشترک است بین فدراسیون فوتبال، باشگاه‌ها، آموزش و پرورش و شهرداری‌ها.

 

وضعیت امکانات برای رشد و پرورش فوتبال کودکان و نوجوانان در داخل ایران چه طور است؟

 

در واقع بعد از شروع همین طراحی کمیته‌ی جوانان در فدراسیون فوتبال امکانات و حتا بودجه‌ی خوبی هم هست برای بخش پایه. البته این چیزی که الان هست کامل نیست، ولی از قبل خیلی بهتر است. حداقل یک سازماندهی خیلی بهتری دارد. این تیمی که الان به عنوان تیم نوجوانان است، در سن چهارده‌سالگی اینها تیم ملی ایران بودند، قبلش دوازده‌سالگی تیم ملی، زیر دوازده‌سال بودند. حدود شش سال است که این تیم زیر نظر است و تا جایی که من اطلاع دارم برایش خوب هزینه شده بود و از نظر امکانات هم در سطح خوبی بودند.

 

آقای جلالی به نظر شما ما با کسب این عنوان قهرمانی نوجوانان ایران در صحنه‌ی آسیا می‌توانیم تصور بکنیم که یک نسل جدیدی در فوتبال ایران متولد شده و این نوجوانان شانزده‌ساله تا چندسال دیگر در رده‌ی بزرگسالان و در سطح ملی هم بتوانند بازی کنند؟

 

من آینده را برای تیم‌های پایه خیلی بهتر می‌بینم (...) یعنی به اعتقاد من ما می‌توانیم امیدوار باشیم که دور آینده تیم امیدمان به المپیک برود. ولی این که تاثیر این را در رده‌ی بزرگسالان ببینیم، باید کمی منتظر باشیم.

 

فرید اشرفیان / سرویس ورزشی دویچه وله

 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

جمعه 3 آبان 1387

"اتفاقات ناگوار" در نصف جهان

نویسنده: K.M.A   

فرهنگ و هنر | 

"اتفاقات ناگوار" در نصف جهان

در سال ۱۳۸۵ شعبه‌ی پنج بازپرسی دادسرای عمومی اصفهان رأی به ممنوعیت عبور متروی این شهر از خیابان چهارباغ عباسی داد.اینک دوباره این طرح به جریان افتاده و نزدیک به ۹۰ درصد از خیابان چهارباغ حفاری شده است.

«نصف جهان این روزها شاهد اتفاقات ناگواری است». این، نخستین جمله‌ی بیانیه‌ای است که از سوی شبکه‌ی سازمان‌های غیردولتی زیست‌محیطی اصفهان صادر شده است. آلودگی‌های ناشی از صنایع، تبدیل زاینده‌رود به جوی فاضلاب، تجاوز ساختمان‌ها به حریم طبیعی شهر و بیماری‌های ناشی از آلودگی آب، قسمتی از واقعیات ناگواری است که به نوشته‌ی این بیانیه ‌امان موجودات زنده اصفهان را بریده است.

 

اما دردناک‌ترین خبر زیست‌محیطی اصفهان، در طول هفته‌های اخیر در خطر قرار گرفتن میراث ارزشمند فرهنگی این شهر، به علت جان گرفتن دوباره‌‌ی طرح عبور تونل مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی است. از دید کارشناسان، در صورتی که این طرح اجرا شود، ساختمان‌های تاریخی و کهن واقع در این خیابان در درازمدت آسیب خواهند دید و میراث فرهنگی و تاریخی اصفهان خسارات جبران‌ناپذیری متحمل خواهد شد. 

 

به خطر انداختن میراث فرهنگی، مغایر با قانون اساسی

 

این طرح در حالی به مرحله اجرا گذاشته می‌شود که در سال ۱۳۸۵ شکایت حدود ۱۵۰۰ نفر با وکالت محمد علی دادخواه، پی گرفته شد و دادگاه، حکم به توقف اجرای آن داد. آقای دادخواه در این مورد خاطرنشان می‌سازد: «قبلا شکایتی از طرف حدود ۱۵۰۰ نفر از ایران و ایران‌دوستان در شعبه‌ی پنجم بازپرسی دادسرای عمومی اصفهان طرح شد. بازپرس مورد را موکول کرد به سئوال از اداره‌ی کل امور حقوقی قوه‌ی قضائیه که ‌آیا به این شکایت که شکایت از سازمان میراث فرهنگی و شهرداری و مترو بود، ترتیب اثر بدهد یا ندهد. اداره‌ی کل امور حقوقی در مورخه‌ی بیست و پنج تیرماه ۸۵ صراحتا اعلام داشت که این حق مردم است، چون که با توجه به اصول قانون اساسی و قوانین موضوعه، آن چه که دولت به صورت مالکیت عمومی در اختیار دارد، متعلق به عموم مردم یعنی ملت است. به بیان دیگر، دولت به نمایندگی از ملت آن را در اختیار دارد و توسط دولتمردان آن را تصدی و اداره می‌کند و چنانچه هر یک از دولتمردان در اداره و تصدی اموال عمومی مرتکب تعدی یا تفریط شود، هر یک از افراد ملت به دلیل امر به معروف و نهی از منکر، حق اعتراض دارد و بر این اساس اختیار دارد به دادستان مراجعه کند و دادستان که حافظ حقوق عمومی و مرجع تظلمات است، باید به شکایات مربوطه برابر قانون رسیدگی کند. چنان‌که شکایت از سازمان میراث فرهنگی یا شهرداری باشد که اقدامشان سبب تزلزل بنیان آثار فرهنگی و تاریخی شود، دادستان محل مکلف به رسیدگی و تعقیب متهمین به ارتکاب جرم اعم از مباشر و معاون است».

(مسیر عبور متروی اصفهان) به گفته‌ی یکی از مدیران شورای شهر اصفهان، هم‌اکنون ۹۰ درصد از خیابان چهارباغ حفاری شده و تنها ۱۰ درصد از آن باقی مانده استBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  (مسیر عبور متروی اصفهان) به گفته‌ی یکی از مدیران شورای شهر اصفهان، هم‌اکنون ۹۰ درصد از خیابان چهارباغ حفاری شده و تنها ۱۰ درصد از آن باقی مانده است

محمد علی دادخواه در پاسخ به این سئوال که آیا به خطر انداختن میراث فرهنگی کشور با اصول مندرج در قانون اساسی مغایرت دارد می‌گوید: « بله کاملا. چون این میراث، میراثی منحصر به فرد است و حتی مجلس حق ندارد نسبت به تزلزل آن اتخاذ تصمیم بکند. بر این اساس، قاضی شرافتمند، شجاع و اندیشمند شعبه‌ی پنجم دادسرای عمومی، جناب آقای محمدی جرقویه، دستور تعطیل و توقف عبور مترو را صادر فرمودند و بر همین مبنا قاعده این بود که مدیران شهری و شهرداری از ادامه‌ی کار خودداری ورزند».

 

دادخواه: مجرمان باید "تحت تعقیب" قرار گیرند

 

نه تنها شعبه‌ی پنج دادگستری اصفهان، بلکه شورای عالی ترافیک کشور نیز، عبور تونل مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی را ممنوع اعلام کرده است. شورای عالی ترافیک دستور داده که تونل باید از زیر خیابان کناری، یعنی خیابان شهید شمس‌آبادی عبور کند. اما  شورای شهر اصفهان، با تعبیر جدیدی که از این حکم ارائه کرده، بار دیگر عبور تونل از زیر خیابان چهارباغ را مجاز شمرده است. چرا شورا اصرار به این کار دارد؟

 

محمد علی دادخواه در پاسخ به این سئوال می‌گوید: « باید بگویم یا لجاجت یا ندانم‌کاری. در هر صورت، آن‌ها صلاحیت این کار را ندارند. هر کس بر خلاف تصمیمات قضایی عمل کند، باید تحت تعقیب قرار بگیرد. مدیران شهری که علی‌رغم دستور قضایی باز هم به کار ادامه دادند مجرم‌اند و صلاحیت کار را ندارند و باید تحت تعقیب دادسرا قرار بگیرند. این حق مسلم دادستان است که نسبت به صدور کیفر‌خواست برای هر یک از معاونین و مباشرینی که به این کار خطرناک دست یازیده‌اند و میراث فرهنگی یک سرزمین کهن‌سال را نادیده گرفته‌اند، تحت تعقیب قرار بدهد. این خودکامگی است که به‌رغم قانون این گستاخی را داشته باشند که دستور قضایی را اجرا نکنند. یعنی به میراث فرهنگی کشور خسارت و لطمه وارد سازند».

 

به گفته‌ی یکی از مدیران شورای شهر اصفهان، هم‌اکنون ۹۰ درصد از خیابان چهارباغ حفاری شده و تنها ۱۰ درصد از آن باقی مانده است. حفاری این خیابان، در حالی ادامه می‌‌یابد که دوستداران میراث فرهنگی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد‌ه‌اند. آقای دادخواه در این مورد توضیح می‌‌دهد: «ما به بازپرس شعبه‌ی پنج مراجعه کردیم و تعقیب متخلفان را که به میراث فرهنگ بشری تعدی می‌کنند، خواستار شدیم. چون این میراث متعلق به یک نسل خاص نیست بلکه متعلق به همه‌ی سرزمین‌ها و همه‌ی انسان‌های فرهنگ‌مند است. به همین علت، ماده‌ی بیست و هفتم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر هم نسبت به این موضوع پای فشرده که میراث فرهنگی باید حفظ و حراست شود».

با عبور مترو از چهارباغ عباسی، ساختمان‌های تاریخی اصفهان دچار خسارت‌های جبران ناپذیری خواهند شدBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  با عبور مترو از چهارباغ عباسی، ساختمان‌های تاریخی اصفهان دچار خسارت‌های جبران ناپذیری خواهند شد

در بهمن‌ماه ۱۳۸۴ تلاش‌های پی‌گیر طرفداران میراث فرهنگی اصفهان و حمایت یونکسو سبب شد که دولت وقت سرانجام تصمیم به تعدیل برج جهان‌نما بگیرد. چرا که ارتفاع بیش از حد این برج باعث شده بود که به حریم و منظر آسمانی میدان نقش جهان اصفهان تعدی شود.

 

محمد علی دادخواه، وکیل پروند‌ه‌ی پروژه‌ی متروی اصفهان، به تجربه‌ی برج جهان‌نما اشاره می‌کند و تنها چاره را مقابله‌ی به موقع با قانون‌شکنانی می‌داند که حقوق مردم را نادیده می‌گیرند: او می‌گوید:«من امیدوارم که مراجع داخلی نسبت به این موضوع اقدام کنند، وگرنه تجربه‌ی تلخ برج جهان‌نما تکرار خواهد شد که در آن موقع هم ما اعلام کردیم، فرزانگی ایجاب می‌کند که از اجرای طرح این برج قانون‌شکن جلوگیری کنید. اما متأسفانه شهردار اصفهان و دیگر مدیران شهری به نصایح ما گوش ندادند و برج را ساختند و بعدا از طریق یونسکو ناچار به تخریب آن شدند. این فرزانگی نیست که مال، ثروت و اندوخته‌ی یک کشور به دست مدیرانی مصرف شود که بعد از مصرف آن ناچار به تخریب آن شوند. الان هم باید این قسمت از عبور مترو مسدود شود و از همان راه پیشین که قبلا اعلام شده بود، یعنی خیابان شمس‌آبادی عبور کند تا تجربه‌ای باشد برای قانون‌شکنان که با گستاخی و لجبازی حقوق مردم را نادیده نگیرند».

 

فریبا والیات

 

 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

  • دنبالک ها: DW،  

جهان

کدام روندها و تحولات به چشم‌پوشی آلمان از انرژی اتمی انجامیدند؟

 

اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان سال 1975 در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید.

 

در گاهشمار زیر نگاهی داریم به سابقه و روندها و مباحثاتی که به صرفنظرکردن آلمان از انرژی اتمی منجر شد:

 

سال 1938 بشر برای اولین بار انرژی اتمی را کشف کرد و اولین تاسیسات هسته‌ای سال 1942 در شیکاگو ایجاد شد. در ابتدا انرژی هسته‌ای از جنبه نظامی مهم و باارزش تلقی می‌شد. اولین بمب‌های اتمی که در جنگ جهانی دوم از سوی آمریکا علیه ژاپن به کار گرفته شدند اوج این گونه توجه و گرایش بود. ایده استفاده از شکاف هسته‌ای به عنوان منبعی برای تولید انرژی تنها در سال‌های پس از جنگ بود که قوت و رواج بیشتری گرفت. اولین نیروگاه اتمی ذنیا سال 1954 در مسکو تاسیس شد. آلمان نیز سال 1957 اولین مرکز بزرگ تحقیقات هسته‌ای خود را به راه انداخت.  در سال 1960  قانونی در آلمان به تصویب رسید که بر اساس آن دولت موظف به حمایت از تولید و استفاده از انرژی اتمی گردید.

 

1961

اولین نیروگاه اتمی آلمان در شرق فرانکفورت ساخته شد. این نیروگاه سال  1986تعطیل شد.

 

1968

آلمان اولین کشتی تحقیقاتی خود که با انرژی اتمی کار می‌کرد را به آب انداخت.

 

دهه 80 میلادی قرن گذشته

بحران نفت و تحریم صدور آن از سوی برخی از کشورهای عضو اوپک، کشورهای غربی را از وابستگی به انرژی‌های فسیلی نگران کرد و در آلمان تمرکز و توجه به استفاده از انرژی اتمی را شدت بیشتری بخشید.

 

1975

 اولین تظاهرات بزرگ بر علیه استفاده از انرژی اتمی در آلمان در اعتراض به ایجاد یک نیروگاه هسته‌ای در شهر "کایزر اشتول"، در نزدیکی مرز فرانسه روی داد. شمار شرکت‌کننذگان در این تظاهرات به سی هزارنفر می‌ رسید. این نیروگاه هیچگاه به بهره‌برداری نرسید و محل آن اینک به یک منطقه سبز بدل شده است.

 

1979

با اختلال خطرناکی که روز 29 مارس در در نیروگاه هسته‌ای هاریسبورگ آمریکا روی داد، جنبش ضد استفاده از انرژی اتمی در آلمان توان و انگیزه بیشتری یافت.

 

سال‌های اولیه دهه هشتاد

طرح ایجاد تاسیسات بازفرآوری زباله‌های مخالفان انرژی هسته‌ای راه قطار حامل زباله‌های اتمی را مسدود کرده‌اندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مخالفان انرژی هسته‌ای راه قطار حامل زباله‌های اتمی را مسدود کرده‌اند هسته‌ای نیروگاه‌ها در شهر "واکرزدورف"، در ایالت "باواریا" به بزرگترین تظاهرات ضدهسته‌ای در آلمان منجر شد. این طرح سال 1998 به بایگانی سپرده شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1981

روز 28 فوریه آلمان شاهد بزرگترین تظاهرات ضد اتمی خود بود. انگیزه این تظاهرات اعتراض به طرح ایجاد یک نیروگاه اتمی در بروکدورف، منطقه‌ای در نزدیکی هامبورگ، بود. چند صد هزار نفر در این تظاهرات شرکت داشتند و 10 هزار پلیس نیز برای مقابله با شورش‌ها و تشنجات احتمالی بسیج شده بودند. این نیروگاه سرانجام سال 1986 به راه افتاد و قرار است سال 2018 خاموش شود.

 

1986

روز 26 آپریل انفجار فاجعه‌آمیز و بی‌سابقه‌ای در نیروگاه اتمی چرنوبیل روی داد. این حادثه به تحول منفی  بزرگی در افکار عمومی آلمان نسبت به انرژی اتمی منجر شد. ایجاد وزارت محیط زیست آلمان هم از پیامدهای این حادثه بود.

 

1998

برای اولین بار در تاریخ آلمان ائتلافی از سوسیال دمکرات‌ها و سبزها قدرت را به دست گرفت. یکی از پروژه‌های بزرگ این ائتلاف کنارگذاشتن انرژی اتمی به عنوان تامین‌کننده یک سوم انرژی کشور و استفاده هر چه وسیع‌تر از انرژی‌های تجدید‌پذیر بود.

 

2002

توافقی که سال 2000 میان دولت آلمان و شرکت‌های تولید انرژی اتمی این کشور برای صرفنظر‌کردن از تولید این انرژی حاصل شده بود . جنبه قانونی پیدا کرد و تغییراتی را ذر قانون اتمی این کشور به وجود آورد. این چرخش  و تغییر که به ابتکار و رای فراکسیون‌های ائتلاف سوسیال دمکرات‌ها- سبزها تحقق یافت با مخالفت نیروهای اپوزیسیون و صاحبان صنایع و نیروگاه‌های اتمی روبرو شد. بر اساس قانون اتمی جدید آلمان نیروگاه هسته‌ای جدیدی در این کشور ساخته نخواهد شد و نیروگاه‌‌های موجود نیز در صورتی که 32 سال از فعالیتشان گذشته باشد تعطیل خواهند شد. به این ترتیب آخرین نیروگاه اتمی آلمان سال 2021 خاموش می‌شود. تا کنون 2نیروگاه هسته‌ای آلمان بر اساس قانون یادشده تعطیل شده‌اند و 21 نیروگاه دیگرهم به تدریج  تا 14 سال دیگر خاموش خواهند شد.

 

2006

در پی شکست ائتلاف سوسیال‌دمکرات- سبزها در آلمان، بحث‌ها و زمزمه‌هایی برای رویکرد مجدد به انرژی اتمی به وجود آمد. اما هم اختلاف نظر در صفوف احزاب حاکم و هم تداوم ذهنیت منفی اکثر مردم نسبت به خطرات انرژی اتمی باعث شده که مصوبه قانونی سال 2002 کماکان معتبر شناخته ‌شود.

 

2007

تشدید نگرانی از استفاده احتمالی  روسیه از صادرات گاز خود به کشورهای همسایه به عنوان یک اهرم فشار سیاسی، دوباره بازگشت به انرژی اتمی را به بحث روز آلمان بدل کرد، اما هنوز هم اجماع گذشته در مورد کنارگذاشتن این نوع انرژی حامیان و مدافعان بیشتری دارد

سه شنبه 9 مهر 1387

مهندس در آلمان، "کالای" نایاب

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: دانش و فن »، 

تحصیل در آلمان | 29.09.2008

مهندس در آلمان، "کالای" نایاب

 

در حال حاضر کشور آلمان با کمبود حداقل ۱۰ هزار مهندس روبروست. کارشناسان امور قتصادی پیش‌بینی می‌کنند که کمبود دانش‌آموختگان دوره‌ها‌ی مهندسی در این کشور از سال ۲۰۱۵ به مراتب بیشتر از امروز خواهد بود.

 

آلمان با مسئله‌ی کمبود مهندس متخصص روبروست. این کمبود در حال حاضر چنان بارز است که حتی فارغ‌التحصیلان مدارس عالی مهندسی تا مقطع بچلور، (Bachelor) هم بیش از گذشته شانس استخدام در رشته‌های فنی را به‌دست آورده‌اند. عنوان دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور به دوره‌ی اولیه‌ی آموزش فنی در مدارس عالی آلمان اطلاق می‌شود. هدف اصلی ایجاد این دوره‌، همآهنگ ساختن سطح دانش فنی دانشجویان رشته‌های مهندسی در کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا بوده است. مدت تحصیل در چارچوب این مدل، به‌طور کلی شش ترم است، ولی می‌توان آن را، در صورت داشتن شرایط ویژه، تا ۷ یا ۸ ترم (یعنی ۴ سال) هم ادامه داد. دانشجویانی که مایل به کسب مدرک کارشناسی ارشد مهندسی فنی یا دکترا در این رشته هستند، می‌توانند بر پایه‌ی این دوره‌ی اولیه، ادامه‌ی تحصیل دهند.

 

شک اولیه، اطمینان بعدی

 

کارشناسان امور آموزش آلمان، هنگام طرح‌ریزی و اجرای مدل مدارس عالی مهندسی تا مقطع بچلور، چندان به آینده‌ی شغلی دانش‌آموختگان این رشته خوش‌بین نبودند. آنان تردید داشتند که این فارغ‌التحصیلان بتوانند در یافتن شغل با مهندسانی که از  دانشگاه‌ها مدرک فوق‌لیسانس کسب کرده‌اند، رقابت کنند. تجربه ولی نشان می‌دهد که هنگام رونق اقتصادی، برای هر دوی این گروه‌ها، امکان شغلی وجود دارد. از آن گذشته فارغ‌التحصیلان مدارس عالی مهندسی تا مقطع بچلور می‌توانند در زمان کم‌رونقی یا رکود اقتصادی، دوره‌ی‌ کارشناسی ارشد مهندسی فنی را بگذرانند. در حال حاضر کشور آلمان با کمبود حداقل ۱۰ هزار مهندس روبروست.

 

اغلب دانشجویان دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور در حال حاضر هنوز هم با شک و تردید به شانس‌های استخدامی پس از اتمام این دوره‌ می‌نگرند. از این‌رو پس از گذراندن شش ترم پایه‌ای، بلافاصله مشغول تحصیل چهار ترم دوره‌ی کارشناسی ارشد می‌شوند.

 

ویژگی‌های دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور

 

دانشگاه فنی شهر دارمشتات، در جنوب آلمان، یکی از دانشگاه‌هایی است که دوره‌ی مهندسی بچلور را می‌توان در آن گذراند. دست‌اندرکاران این دانشگاه از ابتدا، به امتیازها و فایده‌های این مدل اعتقاد داشتند و تا به حال برای حدود ۲۰۰۰ دانشجو‌، امکان فراگیری امور فنی تا این مقطع را فراهم آورده‌اند.

 

ویژگی‌های اصلی این مدل که دانش تئوریک را با تجربه‌ی عملی همراه می‌سازد، در سه وجه زیر خلاصه می‌شود:

ـ پیاده‌کردن شیوه‌های آموزش پژوهشی

ـ آشنا ساختن دانشجو با راهکارهای جدید ناشی از پیشرفت تکنیک

ـ تربیت دانشجو با تفکر مستقل برای اتخاذ تصمیم مستقل.

 

بسیاری از کارشناسان به دانشجویانی که مایلند بلافاصله پس از پایان تحصیل وارد بازار کار شوند، توصیه می‌کنند، دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور را بگذرانند. این کارشناسان ولی یادآور می‌شوند که دانش‌آموختگان این رشته، در عین حال، در صورتی‌ که اوضاع اقتصادی کم‌رونق باشد، از اولین‌ گروه‌هایی هستند که شغل خود را از دست می‌دهند.

 

آموزش‌های ویژه

 

توانایی‌های دانش‌آموختگان دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور بسیار متنوع و متفاوت است. آن‌ها، به ‌عنوان مثال، می‌توانند به استخدام کارخانه‌هایی که ماشین‌آلات صادراتی تولید می‌کنند، درآیند و بر روند به‌کارگیری ماشین‌های تولیدی نظارت کنند. این فارغ‌التحصیلان هم‌چنین می‌توانند، وظایف رسیدگی به امور فنی پرسنل شرکت‌ها را به‌عهده بگیرند، یا فروش ماشین‌آلات فنی در قسمت بازاریابی به عهده‌‌شان گذاشته ‌شود. اغلب پیش می‌آید که دانش‌آموختگان دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور، برای انجام وظایف فنی خود، در این و آن شرکت، آموزش‌های ویژه می‌بینند؛ مثلاً شرکت زیمنس یا شرکت تولید لاستیک کانتیننتال، برنامه‌های آموزشی خاص خود را دارند.

 

کارشناسان امور قتصادی پیش‌بینی می‌کنند که شانس کاریابی دانش‌آموختگان دوره‌ی مهندسی تا مقطع بچلور در آینده بسیار زیاد است. آنان معتقدند که آلمان در زمینه‌ی تکنیکی «از سال ۲۰۱۵ چنان دچار مضیقه خواهد بود که کمبود کنونی مهندسان در مقایسه با آن بی‌اهمیت می‌نماید.»

 

ب. الف/ تسایت آنلاین

 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

سه شنبه 9 مهر 1387

چشمان آبی هالیوود برای همیشه بسته شد

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: فرهنگ و هنر »، 

فرهنگ و هنر | 29.09.2008

چشمان آبی هالیوود برای همیشه بسته شد

 

پل نیومن، یکی از هنرپیشگان بزرگ هالیوود، در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۸، پس از یک دوره‌ی طولانی بیماری، در سن ۸۳ سالگی درگذشت. با مرگ وی، هالیوود ستاره‌ای را از دست داد که سالها تماشاگران را مسحور ساخته بود.

 

پل نیومن را جزو ۲۵ ستاره‌ی بزرگ هالیوود می‌دانند. بسیاری معتقدند که چشمان آبی او، معروف‌ترین چشمان تاریخ سینما هستند. «مارتین ریت» کارگردان هالیوود گفته بود که چشمان پل نیومن یک «حادثه‌ی ژنتیکی» است و انسانهای عادی چنین چشمانی ندارند.

پل نیومن در سال ۱۹۶۸Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  پل نیومن در سال ۱۹۲۵ در کلیولند اوهایو زاده شد. پدرش را خیلی زود از دست داد. نخستین تجربیات هنرپیشگی او به دوره‌ی کودکی در تئاتر کودکان کلیولند بازمی‌گردد. نیومن نخست می‌خواست خلبان شود، ولی به دلیل دشواری در تشخیص رنگ‌ها پذیرفته نشد. از همین رو، سه سال به عنوان مامور بی‌سیم در یک کشتی جنگی خدمت سربازی کرد. پس از بازگشت از خدمت سربازی، با «ژاکلین ویت» هنرپیشه‌ی آمریکایی ازدواج کرد.

نیومن در ۲۴ سالگی در مدرسه‌‌ی هنرپیشگی نیویورک ثبت‌نام کرد و در آزمون ورودی پذیرفته شد. هم‌دوره‌ای‌های او کسانی چون رود استایگر، جولی هریس، جرالدین پیج و ایلای والاک بودند که همگی بعدها هنرپیشگان پرآوازه‌ای شدند. پل نیومن با شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و فعالیت در «برادوی» زندگی خود را تامین می‌کرد.

در سال ۱۹۵۴ نخستین نقش سینمایی خود را در فیلمی به نام «جام نقره‌ای» بازی کرد. نیومن در سال ۱۹۵۶ از همسرش جدا شد و دو سال پس از آن با جوآن وودوارد هنرپیشه‌ی آمریکایی ازدواج کرد. زندگی مشترک او با همسر دومش تا پایان عمر ادامه داشت.

فیلم‌های به یادماندنی

قدرت بازیگری و سیمای جذاب پل نیومن، او را به سرعت به جاده‌ی شهرت و محبوبیت رهنمون شد. با فیلم‌های «تابستان گرم و طولانی» و «گربه روی شیروانی داغ» (هر دو ۱۹۵۸)، ستاره‌ی هنر او درخشش آغاز کرد. بعدها فیلم‌هایی چون «بیلیارد باز» (۱۹۶۱)، «پرنده‌‌ی شیرین جوانی» (۱۹۶۲)، «هاد» (۱۹۶۳) و «پرده‌ی پاره» (۱۹۶۶)  موقعیت او را به عنوان ستاره‌ای درجه‌ی یک در هالیوود تثبیت کردند.

از دیگر فیلم‌های معروف او می‌توان به «لوک خوش‌دست» (۱۹۶۷)، «بوچ کاسیدی و ساندنس کید» (۱۹۶۹)، «برج جهنمی» (۱۹۷۴) و «رنگ پول» (۱۹۸۶) اشاره کرد. پل نیومن چند بار نیز تجربه‌ی کارگردانی داشت. وی مجموعا ۸ بار نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار شد و از آن میان یکبار در سال ۱۹۸۷ به خاطر بازی در فیلم «رنگ پول» این جایزه به او تعلق گرفت. وی همچنین یک بار در سال ۱۹۸۶ جایزه‌ی اسکار را برای زندگی هنری و یک بار نیز در سال ۱۹۹۴اسکاری ویژه برای امور خیریه و انسانی دریافت کرد.

تعهد اجتماعی و سیاسی

دریافت اسکار افتخاری در سال ۱۹۹۴Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دریافت اسکار افتخاری در سال ۱۹۹۴پل نیومن هنرپیشه‌ای بود که در امور خیریه شرکتی فعال داشت. وی یک فروشگاه زنجیره‌ای مواد غذایی ایجاد کرده بود که سالانه ۲۰۰ میلیون دلار درآمد داشت. با این پول، بسیاری از پروژه‌های خیریه مورد پشتیبانی قرار می‌گرفتند. نیومن و همسرش، مرکزی برای کمک به کودکان مبتلا به سرطان تاسیس کرده بودند. همچنین هنگامی که پسر پل نیومن در سال ۱۹۷۸ درگذشت، وی بنیادی به نام او برای کمک به جوانان معتاد تاسیس کرد.

پل نیومن از نظر سیاسی هم متعهد بود و از دهه‌ی شصت در جنبش شهروندی آمریکا فعالیت داشت. او در دوره‌ی جنگ سرد علیه مسابقه‌ی تسلیحاتی فعال بود و از محبوبیت خود برای جمع‌آوری کمک در این کارزار استفاده می‌کرد. پل نیومن در «لیست دشمنان» ریچارد نیکسون، رییس‌جمهوری وقت آمریکا، در رده‌ی نوزدهم قرار داشت.

نیومن در سال ۲۰۰۷ به دلیل پیری و ناتوانی، کناره‌گیری خود را از فعالیت هنری اعلام کرد. رسانه‌ها در سال ۲۰۰۸ اعلام کردند که او مبتلا به سرطان ریه شده است. وی سرانجام در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۸ پس از یک دوره درمان، در خانه‌ی خود در وست‌پورت، چشم از جهان فروبست.

رادیو دویچه وله

 
 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

سه شنبه 9 مهر 1387

ادبیات آلمان، فاتح بازار کنونی کتاب ایران

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: فرهنگ و هنر »، 

فرهنگ و هنر | 28.09.2008

ادبیات آلمان، فاتح بازار کنونی کتاب ایران • گفت‌وگو با آرش نقیبیان

 

ادبیات معاصر آلمان، در فضای فعلی ِ وزارت ارشاد كه نسبت به ادبیات ِ داستانی به شدت سخت‌گیر است، شانس ِ بیشتری برای دریافت مجوز از این وزارتخانه دارد. زیرا آثار ادبی معاصر آلمانی از عناصر اروتیك كمتری برخوردارند.

 

چندی است که ترجمه و انتشار آثار نویسندگان آلمانی به زبان فارسی رونق پیدا کرده است. این آثار منتشر شده تنها شامل کارهای نویسندگان نسل پس از جنگ آلمان، چون رمان‌های جدید گونتر گراس، اووه تیم و یورک بکر نمی‌شوند، بلکه آثار نویسندگان نسل جدید این کشور را هم دربر می‌گیرند. در ویترین کتاب‌فروشی‌های بزرگ تهران، مثلاً رمان "یعقوب کذاب" یورک بکر را در کنار کتاب "آن سوی رودخانه ادر"، نوشته‌ی یودیت هرمان می‌بینیم. برای کتاب‌خوانان ایرانی ‌نام‌های نویسندگان "جوانی" چون اینگو شولتسه (م ۱۹۶۲)، زیبیله برگ (م ۱۹۶۲) و یولیا فرانک (م ۱۹۷۰) همان‌اندازه آشناست که هاینریش بل، مارتین والزر و زیگفرید لنتس، از نویسندگان آلمانی پس از جنگ جهانی دوم و از پایه‌گزاران "گروه ۴۷".

مترجمان، پل‌های ادبی

این شناخت همه‌جانبه از صحنه‌ی ادبی آلمان را جامعه‌ی کتاب‌خوان ایران، مدیون مترجمانی است چون علی‌اصغر حداد، ("یعقوب کذاب"، كامران جمالی ("قرن من" نوشته‌ی گونترگراس)، علی عبدالهی ("نقطه سرخط"، مجموعه داستان‌های کوتاه آلمانی)، محمود حسینی زاد ("مثلاً برادرم" نوشته‌ی اووه تیم، "آن سوی رودخانه ادر" یودیت هرمان)  و دیگر مترجمان آلمانی ـ فارسی زبانی که پیوسته در صدد "کشف" اثری جدیدند. حسینی زاد در باره‌ی ویژگی‌های ادبیات نسل پیش آلمان و دلیل گزینش مجموعه‌ی داستان‌های یودیت هرمان می‌گوید: «... ادبیات قدیم آلمان به نظرم خیلی جذاب نمی‌آمد و ادبیاتی خیلی درون‌گرا و بسته بود و خیلی بار فلسفی عمیقی داشت...  از طرف دیگر در آلمان دهه‌ی ۸۰، نوعی رخوت وجود داشت؛ از حدود اوایل ۹۰، به خصوص از سال ۹۵ به این سو دوباره کار را شروع کردند. حقیقتش من به دنبال نویسندگان جدید آلمان بودم. تا این‌که در نمایشگاه فرانکفورت به من یودیت هرمان را توصیه کردند.

آن موقع تازه کتاب اول یودیت هرمان چاپ شده بود که خیلی هم معروف بود. وقتی خواندم، دیدم داستان‌ها همان طور که من می‌خواستم، دقیقاً از نظر نثر و محتوا منطبق بر همان دگرگونی‌ای است که در ادبیات آلمان پیش آمده است. این طور بود که با یودیت هرمان آشنا شدم.»

دویچه وله هم برای آشنایی بیشتر با کتاب‌های آلمانی ترجمه شده به زبان فارسی با آرش نقیبیان که از کارشناسان کتاب در ایران است، گفت‌وگو کرده‌است:

 روی جلد رمان Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  روی جلد رمان "یعقوب کذاب" از یورک بکر

جدیداً برخی از آثار اووه تیم، یولی تسه و یولیا فرانک از نویسندگان آلمانی به فارسی برگردانده شده‌اند. جاذبیت این آثار برای خواننده‌ی ایرانی چیست؟

 

نسل ِ جدید نویسندگان آلمانی افرادی نظیر: شولتسه، هرتموت لانگه، یودیت هرمان، پتر بیكسل، اووه تیم و یولی تسه همان‌گونه كه نام بردید در نزد خوانندگان و علاقه‌مندان به ادبیات غرب در ایران از محبوبیت خاصی برخوردار شده‌اند، هرچند این به معنای عدم محبوبیت یا استقبال از نسل‌های قدیمی و نویسندگان بزرگ ِ كلاسیك ادبیات آلمان نیست. آثار نویسندگان بزرگی چون هرمان هسه، توماس مان، هاینریش بُل و گونترگراس سال‌هاست كه به طور مرتب تجدید چاپ می‌شوند و خوشبختانه ترجمه‌های خوبی نیز از این آثار در بازار كتاب ایران موجود است. بد نیست اشاره كنم كه شعر معاصر آلمان نیز در ایران از شهرت و محبوبیت فراوانی برخوردار است. اشعار اریش فرید، هانس ماگنوس انتزنسبرگر، پل سلان و اینگه بورگ باخمن به فارسی ترجمه و با محبوبیت فراوانی مواجه شده‌اند. برای مثال از اشعار اریش فرید تا امروز چهار دفتر شعر به فارسی موجود است كه آخرین آن كتاب "سكوت، آینده‌ی من است" نام دارد. بی‌گمان نوشتن و اندیشیدن به تجربه‌های ملموس زندگی، از جمله بحث روابط انسانی و اخلاق ِ شهرنشینی یكی از دلایل نزدیكی فكری جماعتِ كتاب‌خوان ایرانی با آثار ادبیات معاصر آلمان است.

در نسل گذشته نویسندگانی چون گونترگراس و مارتین والزر از تجربه‌های جنگ جهانی دوم می‌نوشتند و امروز نویسندگان جوانتر از سردی روابط انسانی و معضلات زندگی مدرن سخن ساز می‌كنند. به تعبیر زیبای خوزه ارتگائی گاست: «هر نسل ذائقه و سلیقه خاص خود را دارد كه در فرهنگِ شفاهی و مكتوب آن بازنمایی می‌شود.»

 

آماری در زمینه‌ی چاپ و فروش آثار ادبی آلمانی وجود دارد؟

 

دقیق‌ترین آمار در زمینه‌ی چاپ و فروش ِ ادبیات ِ آلمان را با مراجعه به كتابفروشی‌های معتبر در تهران و شهرستانها می‌توان به دست آورد. برای روشن شدن بحث چند مثال از چاپ كتاب‌های مربوط به ادبیات معاصر آلمان و آلمانی‌زبان را ارائه می‌كنم. كتاب «قرن من» نوشته‌ گونترگراس، ترجمه‌ی كامران جمالی، چاپ دوم. «نقطه سرخط» مجموعه داستان‌های آلمانی، ترجمه علی عبدالهی، چاپ سوم. «بودنبروك‌ها» نوشته توماس مان، ترجمه علی‌اصغر حداد، چاپ سوم. رمان «یعقوب كذاب» شاهكار یورك بكر، ترجمه علی اصغر حداد، چاپ دوم. 

هم‌چنین باید به چاپ اول كتاب‌های: «اشتیلر» شاهكار ماكس فریش و مجموعه داستان «حمایت از هیچ» نوشته هرتموت لانگه اشاره كنم. این آمار با توجه به وضعیت كم رونق ِ فروش ِ آثار جدی ادبی در ایران جلوه خاصی پیدا كرده است. چرا كه كمتر كتاب جدی ادبی و فرهنگی با توجه به آمار تیراژ كتاب در ایران این شانس را پیدا می‌كند تا به چاپ‌های مجدد برسد.

 

تا به‌حال در صدر ترجمه‌ی آثار ادبی اروپایی، نام کشورهایی مثل فرانسه، ایتالیا و بریتانیا دیده می‌‌شد. چه عاملی سبب شده است که حالا ادبیات معاصر آلمان، گوی سبقت را از دیگر کشورها ربوده است؟ 

 

سوال بسیار خوب و دقیقی را مطرح كردید هرچند كه شاید نتوان این حكم قطعی و نهایی را صادر كرد كه آثار معتبر ادبیات فرانسه، ایتالیا و انگلیسی زبان، لزوماً با اقبال كمتری مواجه شده‌اند. به اعتقاد من یكی ازدلایل اصلی پرداختن و مطرح شدن ِ ادبیات آلمانی زبان در ایران «شانس ِ كمتر سانسور شدن» این آثار است. به این مفهوم كه محور اروتیسم و سكس كه برای مثال در ادبیات معاصر فرانسه جلوه‌ی خاصی دارد، در ادبیات معاصر آلمان رنگ كمتری به خود گرفته. هر چند كه بی گمان اروتیسم یكی از پایه‌های روابط انسانی است و طبیعتاً تحت هیچ شرایطی نمی‌توان ادبیات را از اروتیسم منتزع كرد. در ایران یك نمونه حاضر و آماده و معتبر وجود دارد به نام "میلان كوندرا"، نویسنده اصل چك و تبعه‌ی فرانسه كه آثارش در ایران با اقبال فراوانی روبرو شده است و در عین حال تمامی كتاب‌هایش با موارد حذف و سانسور فراوان به چاپ رسیده‌اند. از این رو آثار ادبیات معاصر آلمان این شانس را داشته‌اند كه كمتر دچار تیغ سانسور شوند. یولی تسه از نویسندگان نسل جوان آلمانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  یولی تسه از نویسندگان نسل جوان آلمان این البته تنها یكی از دلایل اقبال عمومی از ادبیات آلمان است و دلایل دیگر به مقوله‌ی "جامعه‌شناسی ذوق ادبی"، نزد مخاطب كتاب‌خوان ایرانی باز می‌گردد كه بررسی آن زمان و مكان ِ دیگری می‌طلبد.

 

آیا این استقبال تنها شامل آثار ادبی می‌شود یا کارهای فلسفی و علمی هم خریدار دارد؟‌

 

فلسفه آلمان از دیرباز در ایران با استقبال فراوانی روبرو بوده، محبوب‌ترین چهره فلسفی آلمان در ایران فریدریش نیچه است كه از ابتدای دهه ۲۰ خورشیدی تا امروز تمامی آثارش بارها و بارها به فارسی ترجمه و به چاپ‌های متعدد رسیده است. در حال حاضر و در سال‌های اخیر نیز موج مثبت و قابل تأملی در راه ترجمه فلسفه و جامعه‌شناسی معاصر آلمان به‌راه افتاده كه برای مثال ترجمه كتاب‌های تئودور آدورنو، والتر بنیامین، گئورگ زیمل و نوربرت الیاس را می‌توان نام برد. اگر بخواهم مثال دقیق‌تری بیاورم چاپ دوم كتابِ "درس گفتارهای زیبایی شناسی هگل"، ترجمه زیبا جبلی و چاپ دوم كتاب "نقد قوه‌ی حُكم"، امانول كانت به ترجمه‌ عبدالكریم رشیدیان و چاپ دوم كتاب بسیار معتبر و مهم مارتین هایدگر با عنوان "هستی و زمان" به ترجمه سیاوش جمادی، مؤید توجه به فلسفه و جامعه‌شناسی معاصر آلمان است.

هرچند هنوز در این زمینه كمبودهایی احساس می‌شود برای مثال آثار معتبر آرتور شوپنهاور، فیخته و فلاسفه رمانتیك آلمان هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند.

 

چه چیزی سبب می‌شود که ناشران ایرانی در این زمینه سرمایه‌‌گذاری کنند؟

 

سرمایه‌گذاری ناشر بر یك كتاب به عوامل ِ مختلف و متعددی باز می‌گردد. گاه اعتبار اسم ِ نویسنده باعث ِ تمایل ِ ناشر می‌شود و گاه اعتبار نام مترجم شوق ناشر را برمی‌انگیزد تا روی كتاب سرمایه‌گذاری كند. در نزد ناشران ایرانی (به جز معدودی)، به ندرت لزوم برخورداری از یك تحریریه قوی و مناسب كه بتوانند روی كتاب كارشناسی خلاقانه‌ای انجام بدهند، دیده می‌شود و از این طریق كتاب‌های بسیار ضعیفی كه شایسته چاپ نبوده‌اند، به چاپ رسیده و شاهكارهای فراوانی را به علت این بی‌دقتی ازدست داده‌ایم. از این رو حضور كارشناسان زبده و كتاب‌شناسی كه بتوانند با درایت، شجاعت و اختیار كافی و بدون در نظر گرفتن این كه كتابی پرفروش یا كم‌فروش خواهد شد، پیشگام چاپ آثار معتبر ادبیات جهان (خصوصاً ادبیات آلمانی) شوند، به شدت احساس می‌شود. در این مورد نمونه‌ی درخشانی در ذهن دارم كه ذكر آن خالی از لطف نیست. در سال ۱۹۵۴ دختر ِ جوان فرانسوی با رمانی كم حجم در دست به دفتر انتشارات ژولیار در پاریس می‌رود و كتاب خود را به دست مدیر انتشارات می‌دهد. مدیر انتشارات توجه چندانی به كتاب نمی‌كند. اما ویراستار بر حسب وظیفه و دقتی كه دارد، كتاب را تا آخر می‌خواند و به مدیر انتشارات اصرار می‌كند تا آن را به چاپ برساند. بالاخره پس از كشمكش بسیار رمان به چاپ می‌رسد.  یودیت هرمان، نویسنده‌ی آلمانی. کتاب او با عنوان Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:   یودیت هرمان، نویسنده‌ی آلمانی. کتاب او با عنوان "آن سوی رودخانه ادر" به فارسی ترجمه شده است رمان "سلام بر غم"، نوشته فرانسواز ساگان، یكی از پر فروش‌ترین آثار ادبیات جهان است و با وجود پنج دهه و اندی كه از چاپ آن می‌گذرد، هنوز استقبال از این كتاب ادامه دارد و میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. این مثال را آوردم تا لزوم یك تحریریه قوی و حضور مهره‌های كتاب‌شناس در نزد ناشران ایرانی را یادآوری كنم. وظیفه ناشر ِ خوب كشف استعدادهای ناب ِ ادبی است.

 

این مترجمان جدیدی که پا به میدان ترجمه گذاشته‌اند، از چه پشتوانه‌ی تجربی برخوردارند؟

 

مترجمانی كه در حوزه ادبیات آلمانی در ایران فعالیت می‌كنند را به چند گروه و رده سنی می‌شود تقسیم كرد. در اینجا و قبل از پاسخ به این سوال می‌خواهم از زنده‌یاد «هوشنگ ِ طاهری» یاد كنم كه بی‌شك پیشگام ِ فرهیخته‌ی ترجمه ادبیات آلمانی به زبان فارسی بود. هوشنگ طاهری در عمر كوتاه خود، داستان‌های كوتاه فراوانی از نویسندگان ِ معاصر آلمانی به فارسی ترجمه و منتشر كرد.

نسل ِ اول مترجمان زبان آلمانی در اواخر دوران قاجار و خصوصاً در دوران پهلوی اول، در اوج فعالیت فرهنگی بودند. افرادی نظیر: بزرگ علوی، حسین كاظم‌زاده ایرانشهر، دكتر محمدباقر هوشیار و سید حسن تقی‌زاده.

در نسل ِِ مترجمانی كه اوج فعالیت‌شان دهه‌های ۳۰ تا ۶۰ خورشیدی است. پس از هوشنگ طاهری باید از دکتر محمد عاصمی، دكتر تورج رهنما، سروش حبیبی، کیکاووس جهانداری، فرامرز بهزاد و در نسل بعد از آن باید از علی اصغر حداد، محمود حدادی، سید محمود حسینی‌زاد، خسرو ناقد، كامران جمالی، محمد اشعری و جاهد جهانشاهی یاد كرد. در نسل اندكی جوانتر، نامهایی چون علی عبدالهی، رضا نجفی، پریسا رضایی، شهروز رشید، ناصر حسینی‌مهر، سعید فیروزآبادی، علی غضنفری، امید مهرگان و سهراب برازش برمی‌خوریم. افرادی كه نام بردیم از مترجمان فرهیخته‌ای هستند كه از توشه‌ی زبانی مناسبی چه در زبان آلمانی و از آن مهم‌تر در زبان مادری (فارسی) برخوردارند.

 

اصولاً انتخاب این آثار چگونه صورت می‌گیرد؟ مترجم به ناشر پیشنهاد کتابی را می‌دهد یا برعکس؟ نرخ دستمزد ترجمه تغییری کرده است؟

 

انتخاب آثار ادبی در نزد ناشران ِ ایرانی به دو صورت انجام می‌گیرد. یا ناشر به مترجم پیشنهاد ترجمه كتابی را می‌دهد كه دراین صورت ناشر متعهد است تا متن ِ اصلی كتاب و زمان ِ كافی دراختیار مترجم قرار دهد. یا صورت دوم كه بیشتر شایع است، این كه مترجمی از كتابی خوشش آمده و آن را به ناشر پیشنهاد می‌كند و ناشر نیز در صورت صلاحدید آن كتاب را منتشر می‌كند.

نرخ دستمزد ترجمه در ایران نسبت به بسیاری از كشورهای جهان، وضعیت مطلوب و مناسب‌تری دارد. چرا كه مترجمان در ایران درصدی بین ۷ تا ۱۵ و گاه بیشتر، از قیمت ِ پشت ِ جلد كتاب را با احتساب به تیراژ و در هر چاپ دریافت می‌كنند. و این در حالی است كه در غالب كشورهای جهان كه از صنعت نشر پیشرفته‌ای نیز برخوردارند، مترجم تنها بر اساس شیوه‌ی كلمه‌شماری حق‌الترجمه خود را یكبار برای همیشه دریافت می‌كند و به‌اصطلاح حق چاپ ترجمه‌ی خود را به ناشر می‌فروشد. اما نكته‌ای كه در این میان وجود دارد، از آنجا كه صنعت نشر كتاب در ایران از پیشینه‌ی ضعیف مالی رنج می‌برد، طبیعتاً دست‌اندركاران نشر از كارمندان انتشارات و كارگران ِ چاپخانه‌ها گرفته تا اهل قلم (مترجمان و نویسندگان) از این آسیب و رنج صدمه می‌بینند. خصوصاً افرادی كه تنها ممر درآمدشان از طریق اتكاء به بدنه ضعیف ِ اقتصادی نشر در ایران است از این رو من مشكل اصلی و اساسی را نه در كمبود دستمزد اهل قلم بلكه در ضعف ِ ساختاری اقتصاد نشر در ایران می‌دانم.

آرش نقیبیان، کارشناس کتاب: بحث سانسور و ممیزی كتاب در ایران به تعبیر شاعر Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  آرش نقیبیان، کارشناس کتاب: بحث سانسور و ممیزی كتاب در ایران به تعبیر شاعر " یكی داستان است پُر آب ِ چشم "،

 

برخورد رسانه‌ها و نقد‌نویسان ادبی با برگردان کتاب‌های تازه‌ی آلمانی چیست؟

 

احتمالاً منظورتان از رسانه‌ها مطبوعات (روزنامه‌ها و مجلات غیر‌دولتی) در ایران است. چرا كه در صدا و سیمای ایران حركتی در جهت معرفی و پشتیبانی از آثار ممتاز ادبیات جهان دیده نمی‌شود (مگر در مواردی استثنایی) و این در حالی است كه شیفتگی ِ فراوانی نسبت به ادبیات غرب وجود دارد و اگر در رسانه‌های دولتی برنامه‌هایی در این زمینه وجود داشت، بی‌گمان كمك فراوان به اشاعه كتاب‌خوانی و فرهنگ در این كشور صورت می‌گرفت.

چاپ نقدها و مرورهای كتاب در روزنامه‌های ِایران تأثیر حیرت‌انگیزی بر فروش و استقبال مردم از این آثار دارد. چرا كه غالبِ كتاب‌خوانهای حرفه‌ای ما با توجه به كثرت عناوین چاپ شده، دچار سردرگمی در انتخاب كتاب مناسب می‌شوند. و این وظیفه منتقدان ِ ادبی را كه در رسانه‌ها مشغول (نقد زدن) هستند را بسیار خطیر و سنگین می‌كند. و این تنها در صورتی ثمربخش است كه فضای باندبازی حاكم بر مطبوعات و سرویس‌های ادبی روزنامه‌های ایران اصلاح شود.

 

از نظر دقت در ترجمه و معرفی و گسترش وفادارانه‌ی این ادبیات، چه اقداماتی می‌شود؟

 

بحث ِ دقت در ترجمه و ارائه ترجمه‌ی مناسب و دقیق از متن اصلی یكی از نكات ِ برجسته‌ای است كه متاسفانه نزذ غالب ناشران ایران مغفول مانده است. چرا كه تصور می‌كنند همین كه یك مترجم كه از اسم و رسمی هم برخوردار است، كتابی را ترجمه كرد، دیگر نیاز به كنترل ِ ترجمه این فرد نیست و این در حالی است كه برخی ناشران ِ معتبر و حرفه‌ای در ایران در تیم تحریریه خود افرادی را دارند كه مسلط به زبان‌های خارجی هستند و می‌توانند گاف‌های مترجمان ِ حرفه‌ای و آماتور را پیدا كنند و یادمان نرود كه مترجمان بزرگ نیز، گاه گاف‌های بزرگ می‌دهند. از این رو معتقدم كه ناشران نباید مطلقاً مرعوب ِ نام‌ها شوند و باید حتماً بادقت و وسواس ترجمه‌هایی را كه به تحریریه آنها می‌رسد، بررسی و ضعف‌های ترجمه را بدون ذره‌ای اغماض به مترجم متذكر شوند. تنها از این راه خوانندگان می‌توانند ترجمه‌های خوب و امین را مطالعه كنند.

 

مراجع سانسور با این آثار چگونه برخورد می‌کنند؟

 

بحث سانسور و ممیزی كتاب در ایران به تعبیر شاعر " یكی داستان است پُر آب ِ چشم "، و حرف ِ امروز و دیروز نیست و اساساً در بطن فرهنگِ ایرانی حذف و سانسور ریشه‌های ژرفی دارد. اما در فضای فعلی ِ وزارت ارشاد كه نسبت به ادبیات ِ داستانی به شدت سختگیری می‌شود، ادبیات معاصر آلمان با علم به این كه از عناصر اروتیك كمتری برخوردار است، شانس ِ بیشتری برای دریافت مجوز از این وزارتخانه دارد.

 

 

آرش نقیبیان، كارشناس نشر كتاب و منتقد ادبیات جهان، متولد ۱۳۵۵ است. او از سال ۱۳۷۶ همكاری خود را با نشریات معتبر ادبی مانند، آدینه، گلستانه، بخارا، كلك، شوكران و روزنامه‌های شرق، هم‌میهن، اعتماد و... آغاز كرد. نقیبیان هم‌چنین در حوزه همكاری با ناشران ایرانی در مقام كارشناس كتاب تا امروز با انتشارات مرغ آمین، نشر باغ، نشر ثالث، بخش همكاری‌های فرهنگی سفارت فرانسه، انتشارات مروارید و انتشارات كاروان همكاری داشته است. از آرش نقیبیان ترجمه دو كتاب از ژاك پره‌ور و فرانسواز ساگان در دست انتشار است.

 

 

ب. امید

 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

جمعه 5 مهر 1387

پروژه مدارس یونسکو

نویسنده: K.M.A   طبقه بندی: فرهنگ و هنر »، 

فرهنگ و هنر | 25.09.2008

پروژه مدارس یونسکو

 

«پروژه مدارس یونسکو» سال‌ها است که در ۱۹۰ مدرسه آلمان اجرا می‌شود. از رهگذر این پروژه نوجوانان و جوانان با مسائلی همچون رواداری، انطباق فرهنگی و حفظ محیط زیست آشنا می‌شوند.

 

رواداری، انطباق فرهنگی و محیط زیست، مسایل عمده‌ی سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) هستند. برای این که این موضوعات برای جوانان هم طرح شوند، «پروژه مدارس یونسکو» سال‌ها است که در ۱۹۰ مدرسه آلمان اجرا می‌شود. پیش‌برندگان این پروژه کوشش می‌کنند در آموزش‌های روزمره و با آکسیون‌های مختلف، نوجوانان و جوانان را نسبت به این مسایل حساس و متوجه کنند.

 

مدارسی که با پروژه یونسکو همکاری دارند، باید خود را موظف کنند که اصول پایه‌ای یونسکو را رعایت کنند، به آن ها احترام بگذارند و فعالانه و روزمره در جهت آن‌ها حرکت کنند.

 

چندی پیش، نمایندگان این مدارس در شهر لایپزیگ آلمان گردهم آمدند تا در مورد محور کار یونسکو در مدارس گفت‌وگو کنند. از جمله مسایلی که درباره آن‌ها بحث شد این بود که با مشکلات ناشی از وحدت دو آلمان چگونه باید در مدارس برخورد کرد. این البته یکی از ده‌ها موضوعی بود که پروژه مدارس یونسکو با آن درگیر است.

 

لاورا گرسدورف یکی از شاگردان«نودوچهارمین مدرسه راهنمایی» لایپزیگ و از شرکت‌کنندگان در این پرژوه با افتخار درباره یکی از کارهای مدرسه‌شان می‌گوید: «ما از طریق یک مقاله در روزنامه درباره پروژه گامبیا مطلع شدیم. سپس با انجمن «کار اجتماعی برای گامبیا» تماس گرفتیم. آنوقت شروع کردیم به جمع‌آوری پول برای طناب بازی، توپ فوتبال و تیله.»

 

شاگردان مدرسه یک روزنامه دیواری هم تهیه نموده و در آن عکس دانش‌‌‌‌آموزان آفریقایی را با چشم‌های پر از دوستی و شادی منتشر کرده‌اند. بعضی‌هایشان درست همان توپ‌های فوتبالی را زیر بغل زده‌اند که شاگردان این مدرسه پولش را جمع‌آوری کرده‌اند.

 

لاورا و دوستانش برای جمع‌کردن این پول یک روز کار کرده‌اند. لاورا به تنهایی ۵۰ یورو درآورده است: «من یک روز برای پدرو مادر و پدربزرگ، مادربزرگ‌ام کار کردم. جارو کردم، گردگیری و آشپزی و ظرفشویی، خلاصه هرکاری که به من داده شد. در نهایت هم پول خوبی گرفتم.»

 

شاگردان مدرسه مجموعا ۶۰۰ یورو جمع کردند و با این مبلغ طناب بازی و توپ در یک مغازه کاردستی برای کمک به کشورهای جهان سوم خریدند. شاگردان راسا کمک‌های خود را به مدیر هماهنگ کننده آفریقایی پروژه دادند.

 

آنگلیکا زایلر معلم انگلیسی و مسئول پروژه این مدرسه می‌گوید: «این پوئن مثبت بزرگ برای بچه‌هاست که ببینند که کمک‌هایشان واقعا بدست بچه‌های گامبیا رسیده و باعث خوشحالی آن‌ها شده است. من فکر می‌کنم ما به آن چیزی که می‌خواهیم رسیده‌ایم.»

 

ایجاد تفاهم با فرهنگ‌های دیگر، حساسیت نسبت به محیط ‌زیست و نشان دادن چهر‌ه‌های گوناگون فقر در دنیا، از جمله اهداف مهم پروژه مدارس یونسکو است. یازده سال است که «نودوچهارمین مدرسه راهنمایی» لایپزیگ با این پروژه همکاری می‌کند.

 

کارهای زیادی از آن زمان تا به حال انجام گرفته و کمک مالی برای پروژه‌های مختلف جمع‌آوری شده است. مثلا در یکی از روستاهای آفریقا یک چاه آب حفر شده که شاگردان مدرسه راهنمایی لایپزیگ مخارج حفر آن را داده‌اند. ولی هدف، تنها جمع‌آوری کمک‌های مالی برای مردم فقیر نیست، هدف ایجاد حس دوستی و رواداری نیز هست، و کمک به پیشرفت انسان‌ها!

 

Ronny Arnold / رادیو دویچه وله

 

Ronny Arnold / رادیو دویچه وله

 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

فرهنگ و هنر | 20.09.2008

آلکساندر میچرلیش و دو مشکل تربیت استبدادی و بی‌تربیتی

 

صد سال از تولد آلکساندر هاربرد میچرلیش (Alexander Harbord Mitscherlich)، روانکاو و منتقد اجتماعی آلمانی می‌گذرد. او یکی از مهمترین چهره‌های فرهنگ‌ساز در آلمان پس از جنگ جهانی دوم است. او منتقد خوی مستبدانه‌ای بود که در فرهنگ و جامعه‌ی آلمانی وجود داشت و کشور را تسلیم استبداد فاشیستی کرد. اندیشه‌های او در این باره بر روی نسل جوان معترض پس از جنگ تأثیر عمیقی به جا گذاشت.

 

آلسکاندر میچرلیش در ۲۰ سپتامبر ۱۹۰۸ در مونیخ به دنیا آمد و در ۲۶ ژوییه ۱۹۸۲ در فرانکفورت درگذشت. او نخست به تحصیل تاریخ پرداخت، اما آن را ادامه نداد؛ مشکلی با استادش پیدا کرد که بار سیاسی و عقیدتی داشت. در سال ۱۹۳۳، سال نخست قدرت‌گیری هیتلری‌ها دستگیر شد، اما نجات پیدا کرد و پس از مدتی اقامت در برلین و پرداختن به شغل کتابفروشی، آلمان نازی را ترک کرد و به سوئیس رفت. در آنجا به تحصیل پزشکی پرداخت.

 

پس از پایان دوران نازی‌ها به آلمان برگشت. به عنوان روانشناس به کار دانشگاهی مشغول شد. در سال ۱۹۴۷ مجله‌ی "روان" (Psyche) را تأسیس کرد و در سال ۱۹۴۹ بخش بیماری‌های جسمی-روانی در دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه هایدلبرگ را بنیاد نهاد. از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۷ سرپرست انستیتو زیگموند فروید در فرانکفورت بود که خود وی آن را تأسیس کرده بود. او همچنین در دانشگاه فرانکفورت تدریس می‌کرد.

مارگارته میچرلیشBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  مارگارته میچرلیش 

آلکساندر میچرلیش سه بار ازدواج کرد، همسر سومش مارگارته میچرلیش بود که چند کار مشترک با هم دارند، از جمله "ناتوانی از سوگواری"، "ایده ‌ی صــلح و خشـــونت انسانی" و "دوست داشتن به یک شیوه‌ی آلمانی".

"پزشکی بدون انسانیت"، "ناپذیرایی شهرهای ما" و"به سوی جامعه‌ی بی‌پدر" از دیگر کارهای مشهور آلکساندر میچرلیش هستند. "مبارزه برای یادآوری" کار مهم دیگری از اوست. زندگی‌نامه‌‌ای هم در سال ۱۹۸۰ منتشر کرده که "زندگی‌ای برای روانکاوی" نام دارد. مجموعه‌ی نوشته‌های او در ده جلد توسط انتشارات "زورکمپ" منتشر شده است.

 

تربیت استبدادی و بی‌تربیتی

 

آلکساندر میچرلیش روانکاوی را در خدمت نقد اجتماعی قرار داد. از این نظر کارهای او با کارهای اریش فروم و برخی آثار ویلهلم رایش همسنخی دارند.

 

یک محور ثابت نقد اجتماعی میچرلیش، انتقاد از تربیت استبدادی است، تربیتی که افراد را در خانه و مدرسه و خیابان آماده می‌کند تا در خدمت رژیم استبدادی قرار گیرند.

 

او در دهه‌ی ۱۹۶۰ موضوع "بی‌پدری" را مکمل موضوع "پدر مستبد" کرد. در سال ۱۹۶۳ کتاب "به سوی جامعه‌ی بی‌پدر" را منتشر کرد که بسی بحث‌انگیز شد. در پشت جلد آخرین چاپ این کتاب (۲۰۰۲) در معرفی آن چنین آمده است:

 

«این کتاب باعث شهرت جهانی آلکساندر میچرلیش به عنوان منتقد اجتماعی و تحلیل‌گر دوران شد. میچرلیش در آن تصویری از دید روانشناسی اجتماعی از عصر ما ارائه می‌کند که همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. او نشان می‌دهد که جامعه‌ای که با الگوهای نمادین و آرمان‌های خود وداع می‌کند، به کجا می‌رود. به این اعتبار این کتاب یک طرح اجتماعی ژف‌نگر در زمینه‌ی تربیتی است.»

 

در ادامه‌ی این معرفی آمده است:

«"مرتبه‌بندی بر اساس نقش پدر" از میان می‌رود، الگوهای تأثیرگذار رنگ می‌بازند. ستیزهای ناشی از این موضوع، شیوه‌های رفتاری تازه‌ای هستند که روان‌پریشانه‌اند و خود را به صورت بی‌تفاوتی نسبت به همنوع، خشونت، خرابکاری و هراس نشان می‌دهند. میچرلیش به عنوان یکی از پرپیامدترین ستیزهای روزگار ما این رخداد متناقض را می‌داند: از یک طرف فرد مدام "خودمختاری سوبژکتیو" بیشتری می‌خواهد و به دست می‌آورد، از طرف دیگر بایستی هر چه بیشتر زیر سیطره‌ی بوروکراسی و دیگر نیروهای فشار همگون‌ساز قرار گیرد.»

جلد کتاب Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  جلد کتاب "به سوی جامعه‌ی بی‌پدر"

فمینسیت‌ها از منتقدان جدی این کتاب‌اند. به میچرلیش انتقاد می‌کنند که از ایده‌آل پدری که در رابطه‌ی مستقیم با پسرانش است و آنان را "خوب" تربیت می‌کند، دست نکشیده است.

روی این نکته اما در دوره‌ی اخیر توافق بیشتری حاصل شده است: این چنین نیست که چون از نقش مادر و پدر کاسته شود، فرزندان آزاد‌منش‌تر ‌شوند. بدیل پسندیده‌ی مربی مستبد، حذف هر نوع مربی نیست. رها شدن از سنت، خودبه‌خود هیچ جامعه‌ای را مدرن نمی‌کند، مدرن به معنای آزاد و دموکراتیک. نداشتن تربیت هم می‌تواند همچون تربیت استبدادی به دیکتاتوری و خشونت‌طلبی راه برد.

 

بازخوانی میچرلیش

 

آثار میچرلیش‌ها جزو پرخواننده‌ترین کتابها در میان دانشجویان آلمانی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بودند. آلکساندر میچرلیش از رهبران فکری جنبش اعتراضی ۶۸ به شمار می‌رود.

 

اکنون در بازخوانی آثار میچرلیش این نکته جلب نظر می‌کند: جنبش ضد اتوریته‌ی ۶۸ میچرلیش را بد فهمیده است؛ درنیافته است که آلکساندر میچرلیش ضد هر نوع اتوریته‌ای نیست. او همان‌گونه نگران اتوریته‌ی سرکوبگر و مستبدانه است که نگران جامعه‌ای است که مرجع‌های خود را از دست می‌دهد و افراد در آن در سمت‌گیری دچار مشکل می‌شوند. میچرلیش هشدار می‌دهد که سرگردانی را آزادگی نپنداریم.

 

ر

 
 
 
Share this article
del.icio.us
Digg
Newsvine
Furl
Yahoo
Socializer

یکشنبه 31 شهریور 1387

بحران آلیتالیا مسئله روز در ایتالیا

نویسنده: K.M.A   طبقه ب